شهر در دست خانمان؛ سریال‌هایی که خانمان در آن‌ها نقش محوری دارند

شهر در دست خانمان؛ سریال‌هایی که خانمان در آن‌ها نقش محوری دارند


روخانمامه ساخانمدگی - نژلا پیکانیان: خانمان؛ این بخش از هر جامعه که توجه به آنها در سیاست های کلان می تواند نشانی از توسعه یافتگی باشد. حالا سال هاست خانمان در ایران هم حسابی مورد توجه هستند. از آن روزگاری که آهسته آهسته و بی سروصدا بیش از نیمی از صندلی های دانشگاه ها را از آن خود کردند تا پس از آن و سال های جدید که حضور در بالاترین رده های مدیریتی برای شان هدف شده و در این راه می جنگند.

شاید همین تغییر جامعه باعث شده تا در سال های اخیر محصولات تصویری کشور هم تفاوتی محسوس پیدا کند. محصولاتی که پیش از این خانمان را موجوداتی منفعل و اکثر ضعیف نشان می دادند حالا قصه های شان را روی محور خانمان می بندند و نقش اصلی شان خانمانی مقتدر هستند که دیگر نه در پستو که در رأس هر کاری هستند. خانمی که حالا دیگر از دست آقا قصه یک چشمش اشک و یک چشمش خون نیست، بلکه برعکس؛ حتی ممکن است آنقدر پیش رفته باشد که قهرمان مشت خانمی باشد و از همسرش به عنوان حریف تمرینی و کیسه بوکس استفاده کند. حالا چند سالی است سریال ها نام خانمانه دارند و خانمانه تر پیش می روند.

شهرزاد؛ پیش رو در دهه سی

حسن فتحی که در دهه های پیش هم در «شب دهم» و «میوه ممنوعه» نقش خانمان را چه در نقش یک بانوی قجری عاشق پیشه و چه در نقش دختر جوانی که دل و دین از پیرآقای زاهد می برد، پررنگ نشان داده بود در دهه 90 با رویکردی جدید به آنها نگاه کرد. خانمان «شهرزاد» چهره های قدرتمند قصه را تشکیل می دهند و در شکل گیری بیشتر حوادث آن نقش موثری دارند.

شهر در دست خانمان

شهرزاد کاراکتر اصلی این سریال دختری است که در دهه 30 پزشکی می خواند، وارد مسائل مربوط به حقوق خانمان می شود و سخنرانی هایی در این موضوع دارد. صلابت او در برخورد با بدمن قصه، قباد دیوانسالار آنقدر است که بعضی می گویند خانمان قصه فتحی نه تنها از خانمان دهه سی بلکه از خانمان دهه های بعدتر هم پیش روتر هستند و حتی این را ایراد قصه می دانند. اگرچه در همین قصه هم خانمانی مثل حمیرا یا اکرم داریم که ضعیف نشان داده شده اند اما شهرزاد در نقش یک سوپرمن ظاهر شده و به داد آنها هم می رسد.


گلشیفته؛ آقا یا کیسه بوکس؟!

عقب تر بودن خط قرمزهای شبکه نمایش خانگی شاید ویژگی باشد که کارگردان ها را برای کار در این مدیوم و ورود به مسائلی که سال ها در تلویزیون خط قرمز بوده راغب تر کرده باشد. بعد از موفقیت«شهرزاد»، اقبال به ساخت سریال در این مدیوم بیشتر شد و سریال های دیگری هم ساخته شدند. «گلشیفته» یکی از این سریال هاست که تاکنون چهار قسمت از آن پخش شده است. سریالی با نام خانمانه و با محوریت خانمان. دختری که رتبه اول کنکور را کسب می کند اما پدر سنتی اش راضی نمی شود به تنهایی راهی تهرانش کند تار شته مورد علاقه اش را دنبال کند؛

شهر در دست خانمان

رئیس دانشگاهی که دختر قرار است در آن درس بخواند خانمی است که معتقد است پس از سال ها به حقش یعنی بودن در سطوح بالای کاری اش رسیده است. سوی دیگر ماجرا هم استاد خانمی روایت می شود که قهرمان مشت خانمی است و از همسرش در خانه به عنوان حریف تمرینی استفاده می کند. این خانمان در برخورد با آقاان قصه هرکدام چالش هایی دارند که در «گلشیفته» به خوبی به تصویر کشیده شده است.


آنام؛ وقتی کیمیا مادر می شود!

جواد افشار پس از «کیمیا» به سراغ ساخت سریال خانمانه دیگری رفت. «آنام» که نقش اصلی آن را خانمی کارخانه دار بازی می کند که پس از سال ها متوجه دروغ بزرگ همسرش می شود و می فهمد فرخانمدی که زمان تولدش به او گفتند از دست رفته، خانمده است و در خانواده دیگری بزرگ شده و قد کشیده.

شهر در دست خانمان

خانم های سریال «آنام» هر کدام مشغولیت های خاص خود را دارند. مادری که می خواهد بعد از سی سال برای دخترش مادری کند و از سوی دیگر باید حواسش به کارخانه در آستانه ورشکستگی اش هم باشد؛ دختری که در آستانه مادر شدن است و همزمان نویسنده قصه ای است که کارگرش (در حقیقت) مادرش برایش تعریف می کند. دختر جوانی که در آستانه ازدواج است و پزشک خانمی که حالا این شک در دلش لانه کرده که نکند همسرش با کارگر خانه دخترش (مارال) رابطه پنهانی دارد. در این میان، البته که نقش آقاان قصه هم کمرنگ نیست و در به وجود آوردن چالش برای خانمان حسابی قدرتمند عمل می کنند اما این خانمان هستند که قصه را پیش می برند.


هیات مدیره؛ آشفته بازار

مازیار میری با ساخت «هیات مدیره» مرزهای نمادسازی در سریال را یک تنه جابجا کرده است. ساختمان آشفته ای که می تواند نمادی از یک کشور با همه مشکلاتش باشد. همسایه هایی که از هیچ کوششی برای سوءاستفاده از یکدیگر فروگذار نمی کنند و می توانند نمادی از آقام یک کشور باشند، مدیرانی که در اولین فرصت مال همسایه ها را بالا کشیدند و فرار را بر قرار ترجیح داده اند، که البته مثال هایی از آنها در جامعه کم نداریم و خانواده هایی که تمام تلاش شان را برای فرار از آن مجتمع انجام می دهند و به جای حل مشکلات ترجیح می دهند به جای دیگری بروند.

شهر در دست خانمان

در این میان خانواده ای از راه می رسند که خانم خانواده مدیریت ساختمان را بر عهده می گیرد و تمام مشکلات را حل می کند و به مجتمع آپارتمانی سامان می بخشد. برای این مورد البته هنوز در جامعه می توان مصداق روشنی پیدا کرد و این همان حقی است که فعالان حقوق خانمان سال هاست به دنبال آن هستند؛ حق حضور خانمان در سطوح بالای مدیریتی و اجرایی کشور که در سال های اخیر تنها با حضور یکی دو خانم به عنوان معاون در کابینه دولت ها از سر وا شده است.


کیمیا؛ قهرمانی بی عیب

به نظر می رسد در سال های اخیر یکی از سریال هایی که نقش خانمان در آن کمی روشن تر یا بهتر بگوییم روتر از بقیه بود، «کیمیا» به کارگردانی جواد افشار بود. کیمیا به عنوان قهرمان اصلی قصه که بار اصلی قصه نیز در هر سه فاز سریال بر روی دوش اوست حضوری سیاسی در جامعه خانمان خودش، یعنی پیش از انقلاب دارد و تصویری از یک دختر انقلابی از او به مخاطب ارائه می شود. علاوه بر کیمیا، مادرش نیز با این که خانمی خانه دار است اما نقشش تنها به ماندن در آشپزخانه محدود نشده و سعی می کند در فعالیت های انقلابی فرخانمدانش سهیم شود و آنها را همراهی کند.

شهر در دست خانمان

او حتی از جامعه خودش نیز جلوتر حرکت می کند و رفتاری روشنفکرانه با بچه هایش دارد. اما فارغ از تمام انتقاداتی که به این سریال درزمان پخش شد، اعم از بازی ها و گریم های غیرقابل باور و پیش پا افتاده یا ارتباط هایی که کیمیا به عنوان یک دختر انقلابی با غیر محارم داشت و این حرف و حدیث ها، بی عیب و نقص بودن شخصیت کیمیا، یکی از نکات مهمی بود که باعث می شد مخاطب در باور و همذات پنداری با او دچار مشکل شود.


تا ثریا؛ میان سالگی

داستان خانمی میانسال (با بازی آزیتا حاجیان) که مشکلات زیادی در خانمدگی اش داشته و در میانسالی با آقای به صورت پنهانی و به دور از چشم فرخانمدانش ازدواج می کند. پرداختن به معضلات خانمی که در میانسالی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند و مجبور است برای حل آنها دست به هر کاری بخانمد، شاید از نگاه بسیاری از نویسنده ها و کارگردان ها غافل مانده بود اما معضل این خانمان در جامعه تا حدودی در مجموعه تلویزیونی «تا ثریا» به تصویر کشیده شد.

شهر در دست خانمان

مسئله ازدواج دوم خانمانی که به هر دلیل جدا شده اند یا همسرشان را از دست داده اند هنوز هم در جامعه ایران آنقدرها قابل هضم نیست اما «تا ثریا» به اقتضای داستانش این موضوع را نیز در پس قصه اش روایت می کند و مشکلاتی که در ادامه این ازدواج برای شخصیت اصلی قصه، ثریا پیش می آید، برای مخاطب این نتیجه گیری را در پی دارد که خانم در جامعه ایران هنوز هم فرسنگ ها با شرایط ایده آل و عادلانه فاصله دارد.


با من بمان؛ نیوخانمگار ماجراجو

سریال «با من بمان» به کارگردانی حمید لبخنده را در اوائل دهه 80 شاید بتوان از اولین مجموعه هایی دانست که نقش و حضور فعال و تاثیرگذار خانم در آن به وضوح مشاهده می شد. لبخنده در «در پناه تو» نیز نقش نسبتا پررنگی برای شخصیت خانم قصه اش قائل شده بود و در ادامه در «با من بمان» آن را تکمیل کرد. در بحبوحه پخش مجموعه هایی که بیشتر خانمان در قصه آنها خانه دار بودند و تنها مسئولیت مهم خانمدگی شان غذا پختن و بچه بزرگ کردن بود، این سریال تصویری از یک دختر جوان که شغلش نیوخانمگاری است را به نمایش گذاشت.

شهر در دست خانمان

اما نکته مهم در این سریال فارغ از این که به نقش پر اهمیت خانم در جامعه و مشاغل مختلف توجهی ویژه داشت، جلوتر بودن شخصیت اصلی خانم قصه، نرگس مینایی از جامعه خودش بود. دختری چادری که با ظاهری آراسته در اجتماع ظاهر می شد و تصویری از یک خانم ایده آل در آن شرایط جامعه را تصویر می کرد. دغدغه های این نیوخانمگار هم حمایت از خانمان بی سرپرست بود، مسئله ای که شاید در سال های اخیر در جامعه توجه بیشتری به آن شده اما در آن سال ها صحبت از آن قابل توجه بود.


همه بچه های من؛ مجرد موفق

عجیب است که در بین همه سریال هایی که با محوریت خانم و نقش تاثیرگذار او در خانمدگی در جامعه ساخته شده اند، نام تنها یک کارگردان خانم به چشم می خورد و او هم کسی نیست جز مرضیه برومند. برومند در سال های میانی دهه 80 سریالی به نام «همه بچه های من» را برای تلویزیون کارگردانی کرد که محور قصه اش پیرامون شخصیت خانمی میانسال به نام پوراندخت (با بازی مهرانه مهین ترابی) بود.

شهر در دست خانمان

پوراندخت «همه بچه های من» ازدواج نکرده بود و فرخانمدی نداشت اما در خانمدگی شخصی و حرفه ای خودش بسیار موفق و با اراده بود. در واقع نکته تمایز این سریال با برخی دیگر از مجموعه های شبیه اش در همین نکته بود که یک خانم مجرد را آن هم در سنین میانسالی موفق نشان می داد و تصویری عجیب و غریب، سرخورده یا افسرده را از او به نمایش نمی گذارد. اینکه کارگردان خانمدگی شخصی مستقلی فارغ از حضور همسر و فرخانمدان برای این خانم قائل شده بود، همانطور که خود مرضیه برومند هم چنین وضعیتی را در خانمدگی شخصی اش دارد و اصلا شاید قصه این سریال برگرفته از خانمدگی واقعی خود او بوده است.


چهره های شاخص

آتنه فقیه نصیری

خاله سارا؛ از اراده و خلاقیت شخصیت خاله سارا در سریالی با همین نام، آتنه فقیه نصیری را تبدیل به بازیگری محبوب در سال های ابتدایی دهه هفتاد کرد که زمان پخش این سریال بود. خاله سارا با وجود همه مشکلاتی که بر سر راهش قرار می گرفت، باز هم امیدوارانه خانمدگی می کرد و همین امیدواری او را به موفقیت می رساند. بازی دلنشین فقیه نصیری در این سریال و همخوانی ویژگی های مثبت خاله سارا با چهره آرام این بازیگر، او را تبدیل به یکی از خانم های دوست داشتنی تلویزیون کرد.

شهر در دست خانمان


رویا نونهالی

ناتاشا؛ سال 81 شاید برای اولین بار بود که در یک سریال ایرانی یک خانم را در قامت یک خلافکار حرفه ای با ویژگی های عجیب و غریب می دیدیم. رویا نونهالی در این سریال شخصیت خلافکاری به نام ناتاشا را جلوی دوربین مهدی فخیم زاده برد که پر بود از جنب و جوش ها و فعالیت هایی که تا پیش از این در هیچ فیلم و سریالی از سوی یک خانم ندیده بودیم. نقشی که می توانست بازی اش آرزوی هر بازیگر خانمی باشد. توران که به ناتاشا شهرت داشت در این سریال با وجود این که نقش منفی بود تبدیل به شخصیتی محبوب شد که حتی نوع پوشش او هم مورد توجه قرار گرفت.

شهر در دست خانمان


مرجان محتشم

خانوم کوچیک؛ در کنار ستایش، شاید بتوان لقب یکی دیگر از اشک درآورترین سریال های تلویزیون را به مجموعه تلویزیونی «پس از باران» به کارگردانی سعید سلطانی داد؛ کارگردانی که سریال «ستایش» هم ساخته اوست. مخاطبان پروپا قرص «پس از باران» حتما شخصیت خانوم کوچیک با بازی مرجان محتشم را که به زور به عقد خان در می آید به خاطر دارند؛ دختری روستایی که یک چشمش اشک است و یک چشمش خون. خانوم کوچیک در قصه سختی های زیادی را متحمل می شود و شاید به دلیل همین رنج های زیادش بود که تبدیل به یکی از شخصیت های ماندگار در ذهن مخاطبان تلویزیون شد.

شهر در دست خانمان


کمند امیرسلیمانی

آذر؛ شاید در طول سال هایی که سریال های مختلفی از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد، هیچ کدام از آنها به پای لجوجی و یک دندگی آذر در سریال «پدرسالار» نرسیده اند. آذر دختری امروزی تر در خانواده ای سنتی بود که مصمم پای همه خواسته هایش ایستاد و خانواده را تا مرز نابودی پیش برداما باز هم از تصمیم خود منصرف نشد. شخصیتی که به مذاق پدر و مادرهای آن زمان خوش نیامد و برعکس یک دندگی اش دل خیلی از جوان ترها را خنک کرد و تبدیل به یکی از شخصیت های خانم ماندگار در تلویزیون شد.

شهر در دست خانمان


لادن طباطبایی

خانم پلیس؛ اگر مهدی فخیم زاده را کارگردان معرف پلیس خانم در تلویزیون بدانیم باید از لادن طباطبایی هم به عنوان اولین بازیگری که نقش پلیس خانم را بازی کرد یاد کنیم. پس بیراه نیست اگر او را یکی از بازیگرانی بدانیم که به واسطه ایفای همین نقش در ذهن مخاطب ماندگار شده است. طباطبایی در سریال «خواب و بیدار» در قامت یک پلیس خانم که تنها کار اداری انجام نمی دهد و پرونده این طرف و آن طرف نمی برد، ظاهر شد و حضوری اکشن و تاثیرگذار در روند قصه در این سریال داشت.

شهر در دست خانمان


ریما رامین فر

هما؛ دلسوز، مهربان، همراه و مدیر خانواده همه ویژگی هایی است که شخصیت هما با بازی ریما رامین فر در 5 فصل از سریال «پایتخت» برای مخاطب به نمایش گذاشته. هما خودش یک خانم موفق است. به مدارج بالایی در خانمدگی کاری اش رسیده و مقام و منصبی برای خود کسب کرده اما با این حال همواره پشت همسرش نقی است. او را حمایت می کند و در تصمیم گیری های خانمدگی هم بدون آن که بخواهد خودی نشان دهد، از جان و دل مایه می گذارد. همین ویژگی های مثبت، او را به خانمی محبوب در تلویزیون بدل کرده است.

شهر در دست خانمان