ماجراهای اوج، سانسور، ابراهیم تاتلیس و شبکه جم!!!

ماجراهای اوج، سانسور، ابراهیم تاتلیس و شبکه جم!!!


روخانمامه شهروند - پولاد امین: از همان روز که گفته شد در تولید سری پنجم سریال پایتخت موسسه ارزشی اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار حضور خواهد داشت، خیلی‌ها انتظار می‌کشیدند ببینند سرانجام این همکاری چه خواهد شد و به کجا خواهد رسید. به‌هرحال اوج به‌عنوان موسسه‌ای با تمایلات پررنگ ایدئولوژیک در پرده نشان داده بود که بیش و پیش از هر چیزی مایل و مشتاق است تا مهر مفهومی خود را بر آثاری که تولید می‌کند، بکوبد.

این قضیه اگرچه در پرده به واسطه انتخاب‌گر بودن تماشاگران چندان موجب مشکلی هم نشده بود، اما از جایی که تماشاگر تلویزیون انتخاب‌کننده نیست و بنابراین طیف بیشتری از تماشاگران تلویزیون در قبال رویکردهای آشکار تبلیغی- ایدئولوژیک واکنش می‌توانند نشان دهند، از همان ابتدا گمان می‌رفت این همکاری در تلویزیون بدون مشکل پیش نخواهد رفت.

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

تماشاگر پرده زمانی که انتخاب می‌کند مثلا فیلمی از ابراهیم حاتمی‌کیا را تماشا کند، انتخابش را کرده و در مقابل شعارهای ریز و درشت فیلمساز و سرمایه‌گذار شاید شکایت و نارضایتی‌اش به مراتب کمتر از تماشاگری باشد که در شامگاه یک روز تعطیلی به امید گذراندن ساعتی خوش پای تماشای سریالی چون پایتخت نشسته است که پیش از این با آن سریال اوقاتی خاطره‌انگیز را پشت سر گذارده. به همین خاطر هم بود که دعوا و درگیری میان عوامل اصلی سریال با اوجی‌ها اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید...

آغاز انتقادات

پایتخت ٥ از همان نخستین روزهای نمایش انتقادات فراوانی را موجب شد. کیفیت دراماتیک پایین فصل پنجم پایتخت اصلی‌ترین دلیل انتقادات بود. پایتخت که در سری‌های پیش با شخصیت‌های واقعی و شبیه تماشاگرانش دل‌ها را برده و آقام را پای تماشای داستان‌هایی نشانده بود که بیش و پیش از هر هدف دیگری در پی بازگویی دردهای آقام با زبان و لحنی شیرین بود؛ در سری پنجم شخصیت‌هایش را در قالب توریست به گشت‌وگذار در ترکیه واداشته تا بتواند تصاویری خوش آب و رنگ به مخاطب ارایه دهد و در کنار آن نیز با تکرار شوخی‌های دم‌دستی قسمت‌های قبل خنده‌ای از تماشاگر بگیرد. اینها باعث انتقاداتی بود که از همان نخستین قسمت‌ها شروع شد و هرچه گذشت به شمار این انتقادات افزوده شد؛ که روی بیشتر آنها هم نه به عوامل سریال که به سرمایه‌گذاری بود که اولویتش را در رسیدن به موضوعات و مفاهیمی ایدئولوژیک بنا کرده بود...

جالب این‌ است که این انتقادات را بیشتر رسانه‌های موسوم به اصولگرا کلید زدند. انتقاداتی که بیشتر خطابش به مواردی بود چون تصویرسازی ضعیف نماهایی مانند بالن‌سواری که بنا بود نقطه اوج سریال را تشکیل دهد، افشای ارتباط خانوادگی شخصیت رحمت خروس‌باز با رئیس سازمان حامی تولید، مجازکردن آوازخوانی ابراهیم تاتلیس و روی آنتن فرستادن بی‌حجاب بازیگر خانم جم که اینها در کنار هم به پاشنه آشیل‌هایی بدل شدند که موقعیت این مجموعه را کاملا متزلزل کرد، تا جایی که در آخرین روزهای تعطیلات نوروز دوز انتقادات مخاطبان نسبت به پایتخت ۵ آن‌قدر بالا رفت که به گفته کافه پرده به جای افراد گمنامی که پیشتر از سانسور رقص یا نام خود در سریال گلایه می‌کردند، این شخص محسن تنابنده بود که دست به انتقاد از تلویزیون زد.

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

سرنوشت محتوم

وقتی انتقادات فزونی گرفت، پیش‌بینی می‌شد که عوامل سریال قرار است برای توجیه مسائل و مشکلات سریال مقصری بجویند و در این بین چه مقصری بهتر از سرمایه‌گذاری که سلایقش در تولید آثار شعاری آن را به سیبلی مناسب بدل کرده است. به همین دلیل هم وقتی چند روز پیش نیوز اعتراض بازیگران مجموعه پایتخت به سانسور این سریال منتشر شد، خیلی‌ها در فضای مجازی این اتفاق را جنگ زرگری خواندند و ازجمله پردهروزان نوشت: نمی‌دانیم اسمش را شگرد بگذاریم یا پلتیک یا دستورکار. اما این را می‌دانیم که در پیش گرفتن موضع انتقادی نسبت به سازمان متمول ارزشی اوج که بودجه تولید پایتخت۵ را داده قابل پیش‌بینی‌ترین اتفاقی بود که از هسته مرکزی تولید این سریال سر زد.

اکتران علیه اوج

بالاخره حجم انبوه انتقادات صدای محسن تنابنده را درآورد. جالب این‌که او در بهترین زمان ممکن دست به این انتقاد زد تا از زهر انتقاداتی که بیشتر کیفیت سریال را هدف قرار گرفته بودند، کاسته و توپ را در زمین دیگری اندازد. در حقیقت این گفته چندان هم نادرست نیست که اگر سریال پایتخت ٥ کیفیتی نزدیک به قسمت‌های قبل داشت یا این‌که تا این حد مورد انتقاد واقع نشده بود، با سانسورهایی بسیار بسیار بیشتر از این هم محسن تنابنده علیه سازمان سرمایه‌گذارش نمی‌شورید.

اما این بازیگر و نویسنده که طراح اصلی مجموعه پایتخت شآقاه می‌شود، بالاخره در آخرین شب تعطیلات نوروزی و در واکنش به انتقادات روزافزون از کیفیت سریال، با انتشار عبارت دوپهلوی «آقا میزتونو نمی‌گیرن لطفا سانسور نکنید» در حقیقت ممیزان را عامل کیفیت پایین سریال قلمداد کرد. این درحالی بود که به اذعان دیگر عوامل سریال حجم و اندازه ممیزی‌های اعمال‌شده روی پایتخت ٥ بسیار بسیار کمتر از همیشه و به‌خصوص در قیاس با چهار سری قبلی بوده و به‌عنوان مثال در سری پنجم عمده ممیزی روی فصل کابوس بعد از سقوط بالن اعمال شده است.

تنابنده تنها اکتر پایتختی نبود که علیه اوج حرف زد. محسن تنابنده البته خطاب صحبتش را کلی و عمومی گرفته و از عبارت آقایان استفاده کرده بود. اما بعد از او همکار و بازیگر همراهش در این سریال، احمد مهرانفر، تیغ را علیه اوجی‌ها تیزتر کرد و آشکارا سازمان اوج را عامل سانسور سریال دانست: تیغ سانسور پخش صداوسیما کم بود؛ اوج هم اضافه شد!

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

دعوای زرگری؟!

نکته جالب در این بین این است ‌که اغلب مخاطبان سریال به‌خصوص در فضای مجازی دعوای پیش‌آمده بین تنابنده و مهرانفر را با اوج جدی نگرفتند. خواننده‌ای در یک تحلیل خواندنی در اشاره به انتقادات تنابنده نوشت: این دعوایی که میان عوامل پایتخت و سازمان متمول حامی تولید درگرفته، دعوای محتومی است که با این هدف درگرفته که درنهایت به این نتیجه برسد که کیفیت پایین محصول به سانسور و ممیزی ربط دارد؛ تا کسی نپرسد پس نقش سرپرست نویسندگان سریال یعنی محسن تنابنده در تولید چنین متن ضعیفی چه بوده است؟ و نیز هیچ‌ کسی این پرسش را طرح نکند که نقش سیروس مقدم کارگردان و همسرش الهام غفوری تهیه‌کننده در کیفیت تکنیکی پایین سریال به‌خصوص در نماهای بالن‌سواری بر فراز دریا و سپس سقوط در دریا چه بوده است؟

این دعوای زرگری به این دلیل بود که از همه طرف مورد استقبال قرار گرفت. همان‌گونه که گفته شد عوامل اصلی سریال از طریق این اعتراض‌ها و انتقادها خواستند چنین وانمود کنند که آنان کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام داده‌اند و مقصر اصلی تمام ایرادها و کمبودهای سری پنجم پایتخت موسسه اوج است که با ممیزی و سانسورهایش این ایرادات را باعث شده است. از سوی دیگر اوجی‌ها هم که در مدت زمان نمایش این سریال با انتقاد رسانه‌های ارزشی در باب چرایی حضور بازیگر خانم شبکه جم در سریال و روی آنتن فرستادن آوای ابراهیم تاتلیس مواجه شده بودند، حالا در این برهه که به بهانه ممیزی با انتقاد تنابنده و مهرانفر روبه‌رو شده‌اند، می‌توانند دوباره برای رسانه‌های خاص شیرین شوند؛ به این دلیل که به مسیر درست بازگشته و وظیفه خود را در قبال رسانه‌های همسو درست انجام داده‌اند! از این‌رو است که در یکی دو روز اخیر مخاطبان رسانه‌های مجازی از این دعوا، با عنوان «خانم و شوهر دعوا کنند/ ابلهان باور کنند» یاد کرده‌اند...

ثروت سوخته

در این جنگ و دعوای زرگری؛ آنچه فراموش شده سریالی است که سال‌ها در اوج حرکت کرد و ‌سال‌به‌سال طرفدارانش را راضی کرد؛ تا زمانی که به طمع دست‌و‌دل‌بازی سازمانی متمول اما بی‌بهره از نگاه و نگرش اکترانه دست تطاول گشود به تمام آنچه داشت و با زحمت به دست آورده بود. آنچه فراموش شده بودجه هنگفتی است که صرف شده و تنها دستاوردی که به بار آورده است، زیر سوال رفتن و بی‌اعتبار شدن یکی از ارزشمندترین برندهایی است که رسانه ملی آن را در وضعیتی متزلزل قرار داده است...

خشایار الوند، نویسنده سریال پایتخت، از همکاری با موسسه اوج می‌گوید

از ما شعار و مسائل گل‌درشت نخواستند!

مرور سکانس‌های سانسورشده سریال پایتخت؛ نقش و تأثیرگذاری آنها در کلیت کار و قول‌و قراری که با موسسه اوج گذاشته شده بود... در گفت‌وگو با الوند

در روزهای اخیر حذف یکی دو سکانس از سریال پایتخت حاشیه‌های زیادی به وجود آورده است. بعد از این‌که محسن تنابنده و احمد مهرانفر به این سانسور آشکار اعتراض کردند، سیروس مقدم در گفت‌وگویی تمام قد از موسسه اوج حمایت کرد تا این حواشی سر زبان آقام و مخاطبان سریال بیفتد. درباره این مسائل با خشایار الوند که از فیلمنامه‌نویسان قدیمی و پرکار تلویزیون است و در پایتخت هم نویسنده سناریوی کار بوده است، گپی کوتاه زده‌ایم که با هم می‌خوانیم.

جناب الوند! در روزهای اخیر ماجرای سانسور یکی دو صحنه از سریال پایتخت توسط موسسه اوج حواشی زیادی را در رسانه‌های مجازی به وجود آورده است. شما به‌عنوان نویسنده این سریال می‌توانید بگویید که از اول برنامه این همکاری به چه صورتی بوده است؟

منظورتان را از برنامه همکاری نمی‌دانم. موسسه اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار حتما نشسته‌اند با تهیه‌کننده به نتایجی رسیده‌اند و کار به این صورت آغاز شده است دیگر...

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

یعنی شمای نویسنده از ابتدا در جریان خواسته‌ها و مطالبات مضمونی و داستانی اوج نبوده‌اید؟

من خودم که نه. در حقیقت زمانی که محسن تنابنده نوشتن فیلمنامه‌ سری پنجم پایتخت را شروع کرد، من سر کار دیوار به دیوار بودم و نمی‌توانستم بیایم، بنابراین آنها آن چند وقت را با شیوه دیگری کار کردند و همزمان هم منتظر بودند تا کار من سر دیوار به دیوار تمام شود و برگردم.

شما بعد از گذشت چند قسمت از فیلمنامه دوباره فیلمنامه پایتخت را دست گرفتید؟

چون کار ما سر دیوار به دیوار طول کشید و نتوانستم از ابتدا سر پایتخت باشم، محسن تنابنده به همراه دوست دیگری نوشتن فیلمنامه‌ را شروع کردند و سه قسمت ابتدایی را نوشتند و کار را هم در شمال کلید زدند. اما همان زمان که کار من در دیوار به دیوار تمام شد، راهی شمال شدم و تقریبا اواخر فیلمبرداری قسمت سوم بود که به گروه ملحق شدم و فیلمنامه‌ را دست گرفتم...

می‌توانید بگویید جرقه اصلی پایتخت ٥ از کجا آغاز شد؟

اصلا این داستان در ابتدا قرار نبود به صورت سریال ساخته شود. در اصل من و محسن تنابنده یک طرحی داشتیم و می‌خواستیم یک فیلم پردهیی با استفاده از فضا و شخصیت‌های سریال پایتخت بسازیم، به همین دلیل هم سراغ فضاها و اتفاقاتی رفته بودیم که بزرگتر از تلویزیون باشند. موضوعاتی فراتر از مسائلی که در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی به آنها پرداخته می‌شود.

پس چه شد که فیلم پردهیی به یک‌باره تبدیل به پایتخت٥ شد؟

ظاهرا زمانی که من سر کار دیگری بودم ماجرای همکاری با موسسه اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار پروژه پیش آمده و محسن هم این طرح را همان‌طور که گفتم قرار بود فیلم پردهیی بشود به‌عنوان طرح اولیه سریال پایتخت ٥ ارایه کرده است...

یعنی زمانی که توافقات ابتدایی کار میان اوج و گروه به انجام رسیده، شما در آن جلسه حضور نداشتید؟

بله، من نه‌تنها در زمان انجام آن توافقات حاضر نبودم، بلکه حتی بعد از آن و تا اواخر قسمت سوم سریال هم هنوز به گروه نپیوسته بودم...

از قسمت سوم به بعد چه؟ شما در متن‌های‌تان از سوی موسسه اوج با مشکل مواجه شدید؟

نه؛ من که به شخصه هیچ مشکلی با اوج نداشتم...

کل کار چه؟ آیا موسسه اوج نظراتش را در کل کار به شما تحمیل نکرد؟

من درباره آن جلسه ابتدایی نمی‌توانم حرف بخانمم، چون در آن جلسه حاضر نبودم، اما بعد از آن مشکلی با اوج نداشتیم...

مشکلی نداشتید یعنی چه؟

یعنی که به‌عنوان مثال رابطه ما با اوج این‌‌گونه نبود که چون آن موسسه پولی به پروژه آورده، پس ما مجبوریم خواسته‌های خودمان را کنار بگذاریم و هر آنچه آنها می‌خواهند بنویسیم.

پس ادعا می‌کنید که حتی موضوع ورود مضمونی چون داعش هم به سریال به خواست اوج نبوده است؟

شما مدام برمی‌گردید به جلسه‌ای که من گفتم حضور نداشتم. من نمی‌دانم در آن پیشنهادات ابتدایی چه گذشته و باید این را از تهیه‌کننده و محسن تنابنده بپرسید؛ که ظاهرا خود محسن در گفت‌وگویی گفته خودشان فیلمنامه را به اوج ارایه داده‌اند و به این معناست که اوج چنین چیزی را پیشنهاد نکرده است و فقط چون از داستان و موضوع خوشش آمده سرمایه‌گذاری در پایتخت را تقبل کرده است.

در نوشتن شخصیت‌ها و رخدادها دست‌تان باز بوده؟

من فقط در این حد به این پرسش پاسخ می‌دهم که هیچ فشاری روی ما نبود تا بخواهیم چیز خاصی یا حرف مشخصی را در بخش‌هایی از کار بگنجانیم. در نتیجه نهایی هم هر ناظر منصفی می‌تواند گواهی بدهد که در فیلمنامه سریال از شعارهای رو و به اصطلاح گل‌درشت و همچنین هر نوع نان به نرخ روز گفتن اثری نیست.

اما در روزهای اخیر اعتراضاتی را از محسن تنابنده و احمد مهرانفر دیدیم که به حجم سانسور موسسه اوج اعتراض کرده بودند...

خب این را باید از خود آنها بپرسید...

یعنی شما می‌خواهید بگویید سانسوری در آن حد و اندازه نبوده؟

خب به‌هرحال تغییرات در کار زیاد بوده، اما من نمی‌دانم کدام یک از تغییرات کار اوج بوده و کدام‌شان هم خواسته تلویزیون. در کل ما به‌عنوان کسانی که سال‌هاست با تلویزیون کار می‌کنیم به این ممیزی‌ها عادت کرده‌ایم و به نظرمان طبیعی به نظر می‌رسد.

وقتی می‌گویید به‌هرحال تغییرات زیاد بوده این توقع ایجاد می‌شود که به نمونه‌هایی اشاره کنید...

خب یکی همان سکانسی است که محسن و احمد به سانسورش اعتراض کرده‌اند.

موارد دیگر چه؟

ببینید تا آن جایی که یادم هست در کل روند کار همین جور بوده، البته طبیعی است که دیالوگ به دیالوگ و صحنه به صحنه یادم نباشد که بگویم فلان دیالوگ از فلان صحنه حذف شده مثلا، اما در کل همکاری دشواری با سرمایه‌گذار نداشتیم.

می‌توانید در مورد سکانسی که حذف شدنش حاشیه‌ساز شد، توضیح بدهید؟

یک سکانس جالبی بود که به کابوس‌های بعد از نجات یافتن از سقوط بالن پرداخته و سکانس خیلی خوبی شده بود که در شرایط بسیار سخت و با دشواری تمام در دریای طوفانی هم فیلمبرداری شده و سکانس بامزه‌ای بود. اصلا فکر می‌کنم دلیل اعتراض‌ها هم این بوده که خیلی به سختی گرفته شده بود و این سختی‌ها در یاد گروه مانده بود...

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

جز این دیگر چیزی یادتان نیست؟

نه دیگر. یک سکانس کوتاه دیگر هم بود که روی آب می‌گذشت و یادم هست که برگرداندند. جز این دیگر چندان سانسور تأثیرگذاری یادم نمانده...

در کل می‌توانید بگویید که از این همکاری راضی هستید یا نه؟

قطعا. به‌هرحال همه گروه در حد بضاعت‌مان تمام توان‌مان را گذاشتیم تا کار آبرومندی بسازیم و حالا خوشحالم که کار هم آبرومند شده و آقام هم کار را دوست دارند. در کل تجربه خوبی بود که نشان داد می‌توان بدون این‌که بودجه الف ویژه یا تاریخی راگرفت، کار بزرگی انجام داد و در ارتقای تلویزیون کمک کرد. ما در این سریال بدون این‌که مثل اپیدمی سریال‌سازی این سال‌ها از آپارتمان به داخل آپارتمان دیگری برویم، آقام را به فضاها و جغرافیاهای جدید بردیم و در اجرا هم سکانس‌های دشواری چون بالن و سقوط و... نشان داد که در تلویزیون هم می‌توان کارهای بزرگ کرد.

اما انتقادات فراوانی از کیفیت اجرای همین سکانس‌های بزرگ و دشوار وجود دارد...

این را باید از کارگردان بپرسید. من نمی‌توانم به این پرسش پاسخ دهم...


ماجراهای اوج، سانسور، ابراهیم تاتلیس و شبکه جم!!!


روخانمامه شهروند - پولاد امین: از همان روز که گفته شد در تولید سری پنجم سریال پایتخت موسسه ارزشی اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار حضور خواهد داشت، خیلی‌ها انتظار می‌کشیدند ببینند سرانجام این همکاری چه خواهد شد و به کجا خواهد رسید. به‌هرحال اوج به‌عنوان موسسه‌ای با تمایلات پررنگ ایدئولوژیک در پرده نشان داده بود که بیش و پیش از هر چیزی مایل و مشتاق است تا مهر مفهومی خود را بر آثاری که تولید می‌کند، بکوبد.

این قضیه اگرچه در پرده به واسطه انتخاب‌گر بودن تماشاگران چندان موجب مشکلی هم نشده بود، اما از جایی که تماشاگر تلویزیون انتخاب‌کننده نیست و بنابراین طیف بیشتری از تماشاگران تلویزیون در قبال رویکردهای آشکار تبلیغی- ایدئولوژیک واکنش می‌توانند نشان دهند، از همان ابتدا گمان می‌رفت این همکاری در تلویزیون بدون مشکل پیش نخواهد رفت.

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

تماشاگر پرده زمانی که انتخاب می‌کند مثلا فیلمی از ابراهیم حاتمی‌کیا را تماشا کند، انتخابش را کرده و در مقابل شعارهای ریز و درشت فیلمساز و سرمایه‌گذار شاید شکایت و نارضایتی‌اش به مراتب کمتر از تماشاگری باشد که در شامگاه یک روز تعطیلی به امید گذراندن ساعتی خوش پای تماشای سریالی چون پایتخت نشسته است که پیش از این با آن سریال اوقاتی خاطره‌انگیز را پشت سر گذارده. به همین خاطر هم بود که دعوا و درگیری میان عوامل اصلی سریال با اوجی‌ها اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید...

آغاز انتقادات

پایتخت ٥ از همان نخستین روزهای نمایش انتقادات فراوانی را موجب شد. کیفیت دراماتیک پایین فصل پنجم پایتخت اصلی‌ترین دلیل انتقادات بود. پایتخت که در سری‌های پیش با شخصیت‌های واقعی و شبیه تماشاگرانش دل‌ها را برده و آقام را پای تماشای داستان‌هایی نشانده بود که بیش و پیش از هر هدف دیگری در پی بازگویی دردهای آقام با زبان و لحنی شیرین بود؛ در سری پنجم شخصیت‌هایش را در قالب توریست به گشت‌وگذار در ترکیه واداشته تا بتواند تصاویری خوش آب و رنگ به مخاطب ارایه دهد و در کنار آن نیز با تکرار شوخی‌های دم‌دستی قسمت‌های قبل خنده‌ای از تماشاگر بگیرد. اینها باعث انتقاداتی بود که از همان نخستین قسمت‌ها شروع شد و هرچه گذشت به شمار این انتقادات افزوده شد؛ که روی بیشتر آنها هم نه به عوامل سریال که به سرمایه‌گذاری بود که اولویتش را در رسیدن به موضوعات و مفاهیمی ایدئولوژیک بنا کرده بود...

جالب این‌ است که این انتقادات را بیشتر رسانه‌های موسوم به اصولگرا کلید زدند. انتقاداتی که بیشتر خطابش به مواردی بود چون تصویرسازی ضعیف نماهایی مانند بالن‌سواری که بنا بود نقطه اوج سریال را تشکیل دهد، افشای ارتباط خانوادگی شخصیت رحمت خروس‌باز با رئیس سازمان حامی تولید، مجازکردن آوازخوانی ابراهیم تاتلیس و روی آنتن فرستادن بی‌حجاب بازیگر خانم جم که اینها در کنار هم به پاشنه آشیل‌هایی بدل شدند که موقعیت این مجموعه را کاملا متزلزل کرد، تا جایی که در آخرین روزهای تعطیلات نوروز دوز انتقادات مخاطبان نسبت به پایتخت ۵ آن‌قدر بالا رفت که به گفته کافه پرده به جای افراد گمنامی که پیشتر از سانسور رقص یا نام خود در سریال گلایه می‌کردند، این شخص محسن تنابنده بود که دست به انتقاد از تلویزیون زد.

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

سرنوشت محتوم

وقتی انتقادات فزونی گرفت، پیش‌بینی می‌شد که عوامل سریال قرار است برای توجیه مسائل و مشکلات سریال مقصری بجویند و در این بین چه مقصری بهتر از سرمایه‌گذاری که سلایقش در تولید آثار شعاری آن را به سیبلی مناسب بدل کرده است. به همین دلیل هم وقتی چند روز پیش نیوز اعتراض بازیگران مجموعه پایتخت به سانسور این سریال منتشر شد، خیلی‌ها در فضای مجازی این اتفاق را جنگ زرگری خواندند و ازجمله پردهروزان نوشت: نمی‌دانیم اسمش را شگرد بگذاریم یا پلتیک یا دستورکار. اما این را می‌دانیم که در پیش گرفتن موضع انتقادی نسبت به سازمان متمول ارزشی اوج که بودجه تولید پایتخت۵ را داده قابل پیش‌بینی‌ترین اتفاقی بود که از هسته مرکزی تولید این سریال سر زد.

اکتران علیه اوج

بالاخره حجم انبوه انتقادات صدای محسن تنابنده را درآورد. جالب این‌که او در بهترین زمان ممکن دست به این انتقاد زد تا از زهر انتقاداتی که بیشتر کیفیت سریال را هدف قرار گرفته بودند، کاسته و توپ را در زمین دیگری اندازد. در حقیقت این گفته چندان هم نادرست نیست که اگر سریال پایتخت ٥ کیفیتی نزدیک به قسمت‌های قبل داشت یا این‌که تا این حد مورد انتقاد واقع نشده بود، با سانسورهایی بسیار بسیار بیشتر از این هم محسن تنابنده علیه سازمان سرمایه‌گذارش نمی‌شورید.

اما این بازیگر و نویسنده که طراح اصلی مجموعه پایتخت شآقاه می‌شود، بالاخره در آخرین شب تعطیلات نوروزی و در واکنش به انتقادات روزافزون از کیفیت سریال، با انتشار عبارت دوپهلوی «آقا میزتونو نمی‌گیرن لطفا سانسور نکنید» در حقیقت ممیزان را عامل کیفیت پایین سریال قلمداد کرد. این درحالی بود که به اذعان دیگر عوامل سریال حجم و اندازه ممیزی‌های اعمال‌شده روی پایتخت ٥ بسیار بسیار کمتر از همیشه و به‌خصوص در قیاس با چهار سری قبلی بوده و به‌عنوان مثال در سری پنجم عمده ممیزی روی فصل کابوس بعد از سقوط بالن اعمال شده است.

تنابنده تنها اکتر پایتختی نبود که علیه اوج حرف زد. محسن تنابنده البته خطاب صحبتش را کلی و عمومی گرفته و از عبارت آقایان استفاده کرده بود. اما بعد از او همکار و بازیگر همراهش در این سریال، احمد مهرانفر، تیغ را علیه اوجی‌ها تیزتر کرد و آشکارا سازمان اوج را عامل سانسور سریال دانست: تیغ سانسور پخش صداوسیما کم بود؛ اوج هم اضافه شد!

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

دعوای زرگری؟!

نکته جالب در این بین این است ‌که اغلب مخاطبان سریال به‌خصوص در فضای مجازی دعوای پیش‌آمده بین تنابنده و مهرانفر را با اوج جدی نگرفتند. خواننده‌ای در یک تحلیل خواندنی در اشاره به انتقادات تنابنده نوشت: این دعوایی که میان عوامل پایتخت و سازمان متمول حامی تولید درگرفته، دعوای محتومی است که با این هدف درگرفته که درنهایت به این نتیجه برسد که کیفیت پایین محصول به سانسور و ممیزی ربط دارد؛ تا کسی نپرسد پس نقش سرپرست نویسندگان سریال یعنی محسن تنابنده در تولید چنین متن ضعیفی چه بوده است؟ و نیز هیچ‌ کسی این پرسش را طرح نکند که نقش سیروس مقدم کارگردان و همسرش الهام غفوری تهیه‌کننده در کیفیت تکنیکی پایین سریال به‌خصوص در نماهای بالن‌سواری بر فراز دریا و سپس سقوط در دریا چه بوده است؟

این دعوای زرگری به این دلیل بود که از همه طرف مورد استقبال قرار گرفت. همان‌گونه که گفته شد عوامل اصلی سریال از طریق این اعتراض‌ها و انتقادها خواستند چنین وانمود کنند که آنان کارشان را به بهترین شکل ممکن انجام داده‌اند و مقصر اصلی تمام ایرادها و کمبودهای سری پنجم پایتخت موسسه اوج است که با ممیزی و سانسورهایش این ایرادات را باعث شده است. از سوی دیگر اوجی‌ها هم که در مدت زمان نمایش این سریال با انتقاد رسانه‌های ارزشی در باب چرایی حضور بازیگر خانم شبکه جم در سریال و روی آنتن فرستادن آوای ابراهیم تاتلیس مواجه شده بودند، حالا در این برهه که به بهانه ممیزی با انتقاد تنابنده و مهرانفر روبه‌رو شده‌اند، می‌توانند دوباره برای رسانه‌های خاص شیرین شوند؛ به این دلیل که به مسیر درست بازگشته و وظیفه خود را در قبال رسانه‌های همسو درست انجام داده‌اند! از این‌رو است که در یکی دو روز اخیر مخاطبان رسانه‌های مجازی از این دعوا، با عنوان «خانم و شوهر دعوا کنند/ ابلهان باور کنند» یاد کرده‌اند...

ثروت سوخته

در این جنگ و دعوای زرگری؛ آنچه فراموش شده سریالی است که سال‌ها در اوج حرکت کرد و ‌سال‌به‌سال طرفدارانش را راضی کرد؛ تا زمانی که به طمع دست‌و‌دل‌بازی سازمانی متمول اما بی‌بهره از نگاه و نگرش اکترانه دست تطاول گشود به تمام آنچه داشت و با زحمت به دست آورده بود. آنچه فراموش شده بودجه هنگفتی است که صرف شده و تنها دستاوردی که به بار آورده است، زیر سوال رفتن و بی‌اعتبار شدن یکی از ارزشمندترین برندهایی است که رسانه ملی آن را در وضعیتی متزلزل قرار داده است...

خشایار الوند، نویسنده سریال پایتخت، از همکاری با موسسه اوج می‌گوید

از ما شعار و مسائل گل‌درشت نخواستند!

مرور سکانس‌های سانسورشده سریال پایتخت؛ نقش و تأثیرگذاری آنها در کلیت کار و قول‌و قراری که با موسسه اوج گذاشته شده بود... در گفت‌وگو با الوند

در روزهای اخیر حذف یکی دو سکانس از سریال پایتخت حاشیه‌های زیادی به وجود آورده است. بعد از این‌که محسن تنابنده و احمد مهرانفر به این سانسور آشکار اعتراض کردند، سیروس مقدم در گفت‌وگویی تمام قد از موسسه اوج حمایت کرد تا این حواشی سر زبان آقام و مخاطبان سریال بیفتد. درباره این مسائل با خشایار الوند که از فیلمنامه‌نویسان قدیمی و پرکار تلویزیون است و در پایتخت هم نویسنده سناریوی کار بوده است، گپی کوتاه زده‌ایم که با هم می‌خوانیم.

جناب الوند! در روزهای اخیر ماجرای سانسور یکی دو صحنه از سریال پایتخت توسط موسسه اوج حواشی زیادی را در رسانه‌های مجازی به وجود آورده است. شما به‌عنوان نویسنده این سریال می‌توانید بگویید که از اول برنامه این همکاری به چه صورتی بوده است؟

منظورتان را از برنامه همکاری نمی‌دانم. موسسه اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار حتما نشسته‌اند با تهیه‌کننده به نتایجی رسیده‌اند و کار به این صورت آغاز شده است دیگر...

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

یعنی شمای نویسنده از ابتدا در جریان خواسته‌ها و مطالبات مضمونی و داستانی اوج نبوده‌اید؟

من خودم که نه. در حقیقت زمانی که محسن تنابنده نوشتن فیلمنامه‌ سری پنجم پایتخت را شروع کرد، من سر کار دیوار به دیوار بودم و نمی‌توانستم بیایم، بنابراین آنها آن چند وقت را با شیوه دیگری کار کردند و همزمان هم منتظر بودند تا کار من سر دیوار به دیوار تمام شود و برگردم.

شما بعد از گذشت چند قسمت از فیلمنامه دوباره فیلمنامه پایتخت را دست گرفتید؟

چون کار ما سر دیوار به دیوار طول کشید و نتوانستم از ابتدا سر پایتخت باشم، محسن تنابنده به همراه دوست دیگری نوشتن فیلمنامه‌ را شروع کردند و سه قسمت ابتدایی را نوشتند و کار را هم در شمال کلید زدند. اما همان زمان که کار من در دیوار به دیوار تمام شد، راهی شمال شدم و تقریبا اواخر فیلمبرداری قسمت سوم بود که به گروه ملحق شدم و فیلمنامه‌ را دست گرفتم...

می‌توانید بگویید جرقه اصلی پایتخت ٥ از کجا آغاز شد؟

اصلا این داستان در ابتدا قرار نبود به صورت سریال ساخته شود. در اصل من و محسن تنابنده یک طرحی داشتیم و می‌خواستیم یک فیلم پردهیی با استفاده از فضا و شخصیت‌های سریال پایتخت بسازیم، به همین دلیل هم سراغ فضاها و اتفاقاتی رفته بودیم که بزرگتر از تلویزیون باشند. موضوعاتی فراتر از مسائلی که در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی به آنها پرداخته می‌شود.

پس چه شد که فیلم پردهیی به یک‌باره تبدیل به پایتخت٥ شد؟

ظاهرا زمانی که من سر کار دیگری بودم ماجرای همکاری با موسسه اوج به‌عنوان سرمایه‌گذار پروژه پیش آمده و محسن هم این طرح را همان‌طور که گفتم قرار بود فیلم پردهیی بشود به‌عنوان طرح اولیه سریال پایتخت ٥ ارایه کرده است...

یعنی زمانی که توافقات ابتدایی کار میان اوج و گروه به انجام رسیده، شما در آن جلسه حضور نداشتید؟

بله، من نه‌تنها در زمان انجام آن توافقات حاضر نبودم، بلکه حتی بعد از آن و تا اواخر قسمت سوم سریال هم هنوز به گروه نپیوسته بودم...

از قسمت سوم به بعد چه؟ شما در متن‌های‌تان از سوی موسسه اوج با مشکل مواجه شدید؟

نه؛ من که به شخصه هیچ مشکلی با اوج نداشتم...

کل کار چه؟ آیا موسسه اوج نظراتش را در کل کار به شما تحمیل نکرد؟

من درباره آن جلسه ابتدایی نمی‌توانم حرف بخانمم، چون در آن جلسه حاضر نبودم، اما بعد از آن مشکلی با اوج نداشتیم...

مشکلی نداشتید یعنی چه؟

یعنی که به‌عنوان مثال رابطه ما با اوج این‌‌گونه نبود که چون آن موسسه پولی به پروژه آورده، پس ما مجبوریم خواسته‌های خودمان را کنار بگذاریم و هر آنچه آنها می‌خواهند بنویسیم.

پس ادعا می‌کنید که حتی موضوع ورود مضمونی چون داعش هم به سریال به خواست اوج نبوده است؟

شما مدام برمی‌گردید به جلسه‌ای که من گفتم حضور نداشتم. من نمی‌دانم در آن پیشنهادات ابتدایی چه گذشته و باید این را از تهیه‌کننده و محسن تنابنده بپرسید؛ که ظاهرا خود محسن در گفت‌وگویی گفته خودشان فیلمنامه را به اوج ارایه داده‌اند و به این معناست که اوج چنین چیزی را پیشنهاد نکرده است و فقط چون از داستان و موضوع خوشش آمده سرمایه‌گذاری در پایتخت را تقبل کرده است.

در نوشتن شخصیت‌ها و رخدادها دست‌تان باز بوده؟

من فقط در این حد به این پرسش پاسخ می‌دهم که هیچ فشاری روی ما نبود تا بخواهیم چیز خاصی یا حرف مشخصی را در بخش‌هایی از کار بگنجانیم. در نتیجه نهایی هم هر ناظر منصفی می‌تواند گواهی بدهد که در فیلمنامه سریال از شعارهای رو و به اصطلاح گل‌درشت و همچنین هر نوع نان به نرخ روز گفتن اثری نیست.

اما در روزهای اخیر اعتراضاتی را از محسن تنابنده و احمد مهرانفر دیدیم که به حجم سانسور موسسه اوج اعتراض کرده بودند...

خب این را باید از خود آنها بپرسید...

یعنی شما می‌خواهید بگویید سانسوری در آن حد و اندازه نبوده؟

خب به‌هرحال تغییرات در کار زیاد بوده، اما من نمی‌دانم کدام یک از تغییرات کار اوج بوده و کدام‌شان هم خواسته تلویزیون. در کل ما به‌عنوان کسانی که سال‌هاست با تلویزیون کار می‌کنیم به این ممیزی‌ها عادت کرده‌ایم و به نظرمان طبیعی به نظر می‌رسد.

وقتی می‌گویید به‌هرحال تغییرات زیاد بوده این توقع ایجاد می‌شود که به نمونه‌هایی اشاره کنید...

خب یکی همان سکانسی است که محسن و احمد به سانسورش اعتراض کرده‌اند.

موارد دیگر چه؟

ببینید تا آن جایی که یادم هست در کل روند کار همین جور بوده، البته طبیعی است که دیالوگ به دیالوگ و صحنه به صحنه یادم نباشد که بگویم فلان دیالوگ از فلان صحنه حذف شده مثلا، اما در کل همکاری دشواری با سرمایه‌گذار نداشتیم.

می‌توانید در مورد سکانسی که حذف شدنش حاشیه‌ساز شد، توضیح بدهید؟

یک سکانس جالبی بود که به کابوس‌های بعد از نجات یافتن از سقوط بالن پرداخته و سکانس خیلی خوبی شده بود که در شرایط بسیار سخت و با دشواری تمام در دریای طوفانی هم فیلمبرداری شده و سکانس بامزه‌ای بود. اصلا فکر می‌کنم دلیل اعتراض‌ها هم این بوده که خیلی به سختی گرفته شده بود و این سختی‌ها در یاد گروه مانده بود...

این همه جنگ زرگری برای نجات برندی که سوخت...

جز این دیگر چیزی یادتان نیست؟

نه دیگر. یک سکانس کوتاه دیگر هم بود که روی آب می‌گذشت و یادم هست که برگرداندند. جز این دیگر چندان سانسور تأثیرگذاری یادم نمانده...

در کل می‌توانید بگویید که از این همکاری راضی هستید یا نه؟

قطعا. به‌هرحال همه گروه در حد بضاعت‌مان تمام توان‌مان را گذاشتیم تا کار آبرومندی بسازیم و حالا خوشحالم که کار هم آبرومند شده و آقام هم کار را دوست دارند. در کل تجربه خوبی بود که نشان داد می‌توان بدون این‌که بودجه الف ویژه یا تاریخی راگرفت، کار بزرگی انجام داد و در ارتقای تلویزیون کمک کرد. ما در این سریال بدون این‌که مثل اپیدمی سریال‌سازی این سال‌ها از آپارتمان به داخل آپارتمان دیگری برویم، آقام را به فضاها و جغرافیاهای جدید بردیم و در اجرا هم سکانس‌های دشواری چون بالن و سقوط و... نشان داد که در تلویزیون هم می‌توان کارهای بزرگ کرد.

اما انتقادات فراوانی از کیفیت اجرای همین سکانس‌های بزرگ و دشوار وجود دارد...

این را باید از کارگردان بپرسید. من نمی‌توانم به این پرسش پاسخ دهم...