نام مستعار من، تنبور است

نام مستعار من، تنبور است


گفت‌وگو با کیخسرو پورناظری نواخانمده و آهنگساز

سالنامه ایران - ندا سیجانی: منزلش در کوچه ای خلوت منتهی به خیابان شریعتی و با سردری از کاشی ماندگار که نام کیخسرو پورناظری بر آن حک شده است، رخ نمایی می کند. این خانه سال هاست که راوی نغمه های کهن ایرانی است. کیخسرو همانند نامش طبع و سرشتی بلند در هنر و موسیقی دارد و بی تردید خانواده در به دست آوردن این فضایل بی تاثیر نبوده است. پدرش پرویز پورناظری معروف به حاجی خان از شاگردان کلنل علینقی وزیری و درویش خان بود و مادرش، پوراندخت سرحددار، موسس نخستین دبیرستان ملی دختران و نخستین خانم دیپلمه در کرمانشاه.

کیخسرو ردیف را از پدر آموخت و شعر و ادبیات کهن را از مادر. زادگاهش، کرمانشاه، مهد موسیقی و نغمه های عرفانی است. در آنجا که تنبور به قداست رسیده و آقامانش از زمان های دور تا به امروز این گنجینه هنر را حفظ کرده اند. نام کیخسرو سال های بسیاری است که با موسیقی پیوند خورده و امروز فرخانمدانش تهمورس و سهراب رهرو راهپدر هستند. کیخسرو پورناظری آهنگساز و نواخانمده تنبور است و آثار شاخصی در کنار دیگر اکتران بزرگ موسیقی از خود بر جای گذاشته است اما اختلاف سلیقه و ایجاد فاصله، دیگر آن دوران و آن آثار فاخر را تکرار نکرد و شاید هم کمتر به چشم می خورد.

نام مستعار من، تنبور است

گروه شمس که از سال 59 فعالیت خود را آغاز کرده در شناسنامه این اکتر قرار دارد و امروز جوانان علاقه مند این گروه را همراهی می کنند، هر چند که این گروه مدت زمان بسیاری است فعالیت سابق خود را ندارد و کم کار شده است. کیخسرو پورناظری این روزها به تدریس موسیقی مشغول است و با عشق هنر خود را به هنرجویانش تعلیم می دهد. او می گوید حال و هوای ساز باید با فضای حسی نواخانمده سنخیت داشته باشد. چیزی که امروز کمتر دیده و شنیده می شود. گفتگو با کیخسرو پورناظری را در ادامه می خوانید.

ابتدای فعالیت کیخسرو پورناظری در عرصه موسیقی با ساز تار بود و بعد از انقلاب تنبور با راه اندازی گروه موسیقی «شمس» از سوی شما به جامعه معرفی شد. عده ای بر این نظر هستند صدای تار دلنشین تر از تنبور است و طبع گرمی دارد. در مورد ویژگی های این دو ساز توضیح می دهید؟

- این برداشت با سلیقه من مغایرت دارد. تار در بین سازهای موسیقی ایرانی و موسیقی سنتی سلطان نامیده می شود و سلطان تمامی سازها است. ساز تار بیانگر بهترین احساسات یک اکتر ایرانی است اما ساز تنبور با وجود ظاهر ساده فیزیکی اش دارای جاذبه هایی است که به نظر من هیچ ساز دیگری ندارد. تاثیرگذاری تنبور بسیار عجیب است. عده ای بر این نظرند تاثیرگذاری هر ساز به تماس انگشتان نواخانمده یا ارتباط بدن نواخانمده با آن ساز بستگی دارد.

این در حالی است که تار با مضراب که یک جسم خارجی است نواخته می شود و دسته ساز با دست چپ نواخانمده به بدن متصل می شود اما صدای تنبور با تمامی انگشتان دست راست لمس می شود و تاثیر عمیق و معنوی بر جان نواخانمده می گذارد. من با ساز تار بزرگ شده ام و از همان دوران کودکی نوای این ساز در خانه ما به گوش می رسید و بسیار به تار علاقه مندم اما از زمانی که تنبور رابه دست گرفتم، این ساز چنان خودش را در دل من جای کرد که نواخانمدگی سازهای دیگر برایم آسان نبود، به گونه ای که سه تار را کنار گذاشتم.

شاید یکی از دلایل جذابیت تنبور برای شما خاستگاه و زادگاه این ساز باشد، فضایی که شما در آن رشد و نمو داشته اید و همیشه صدای تنبور شنیده شده است؟

- من از کودکی با تار بزرگ شده ام و تا زمانی که تنبور به دست نگرفته بودم چندان آشنایی با این ساز نداشتم. تمام فکر و اندیشه من موسیقی سنتی بود و سال های بسیاری است که تنبور می نوازم و با این ساز خانمدگی می کنم.

چرا تنبور را یک ساز عرفانی و مقدس می دانند؟ آیا قداست آن به این دلیل است که در جمخانه ها و مراسم آیینی نواخته شده است؟

- به عقیده من موسیقی از بدو به وجود آمدنش کاربرد آیینی داشته و وسیله ذکر و نیایش افرادی بوده که با این موسیقی ارتباط داشته اند. بنابراین نخستین کاربرد موسیقی، استفاده آیینی و معنوی بوده و با ادامه یافتن آن، موسیقی های مختلف چون موسیقی رزم، موسیقی بزم، موسیقی کار و اصناف و ... به وجود آمد. اما تنبور همسان حالت های آیینی خود را ادامه داد و شاید علت بکر ماندن این ساز ادامه حیات آن در مناطق کوهستانی و ارتباط کم آقام با شهر بوده،

این امر سبب شده تمدن جدیدی به این مناطق وارد نشود و ساز تنبور درهمان بستر طبیعی خود حالت معنوی اش را تابه امروز نگاه داشته است. این دلیل عرفانی بودن و قداست ساز تنبور است، اما به شخصه باید بگویم برای من همه سازها مقدس هستند و ارزش معنوی دارند. منتهای مطلب با تغییر کاربرد و استفاده هر کدام از این سازها تاثیر و ارزش آن هم متفاوت شده است.

با وجود این آیا می توانیم بگوییم شهری شدن ساز تنبور و قرار گرفتن آن در کنار دیگر سازها به ویژه سازهای الکترونیک اندکی از قداست تنبور کم کرده است؟

- با توجه به تجربه ام و با وجود پیشینه ساز تنبور که به امروز رسیده است، باید بگویم حال و هوایی در این ساز وجود دارد که اگر با سنخیت و فضای حسی نواخانمده یکی باشد، همان قداست و معنویت را خواهد داشت. اما اگر به دست افرادی بیفتد که حس و حال امروزی دارند و به موسیقی نگاه تکنیک و صنعتی می کنند، این ساز و نوا تاثیری نخواهند داشت. در حال حاضر هم افراد بسیاری هستند که تنبورنوازی می کنند و نواخانمدگی آنها انسان را مسحور و مبهوت کرده اما بالعکس نواخانمدگی برخی از نواخانمدگان هیچ اثری ندارد. این همان سنخیتی است که باید در وجود نواخانمده باشد. اگر نواخانمده روانش با روان ساز هماهنگ باشد، نواخانمدگی او همان تاثیر روزگار کهن را خواهد داشت اما شاید همه نواخانمده ها اینگونه نباشند.

نام مستعار من، تنبور است

با توجه به سابقه تدریس آیا هنرجویان این سنخیت و قداست را درک کرده اند؟

- بله. این بافت تفکر و اندیشه وجود دارد. منتهای مطلب خانمدگی امروزی، آدم های امروزی را پرورش می دهد. هر هنری بیانگر درون و عوالم معنوی و اندیشه یک اکتر است. اکتری که اندیشه معنوی نداشته باشد، قطعا تاثیر نواخانمدگی اش نیز کمتر خواهد بود. این اندیشه مواد اولیه هنر است. اکتر باید در تمام ابعاد یک انسان معنوی باشد. هنر هم یک اثر معنوی است که از نهایت درون انسان خلق شده و به روان و خرد هستی متصل است. اکتران باید تفکر معنوی داشته باشند و با تمرکز بر این اصل، اثرشان را به شنونده و مخاطب خود القا کنند. اگر اکتر این خصایل و فضایل را نداشته باشد، تاثیر هنرش سطحی و کمرنگ خواهد بود.

ویژگی هایی که در مورد هنر و اکتر اشاره داشتید در نسل امروز هم دیده می شود؟

- بله، اما نه در وجود هر فردی. البته امروزی ها کمتر به دنبال این گونه کارهای معنوی هستند. امروزی ها یا نسل امروز خود را نمی شناسند و هیچ گونه خودشناسی و ارتباط درونی ندارند. سرعت خانمدگی به گونه ای شده است که همه با این سیل در حرکت هستند و اگر هم کسی بخواهد همسو با آنها نباشد، باید عکس این جریان حرکت کند، که آن هم بسیار مشکل بوده و ممکن است فرد را منفعل کند اما عده ای دیگر که تعدادشان هم اندک است، همان مسیر خلاف جهت را ادامه می دهند که امیدواریم تعداد این افراد بیشتر شود.

بخشی از اشعاری که با تنبور خوانده می شود آواها یا آوازهایی هستند که در جمخانه ها خوانده شده است، بخشی دیگر اشعار عرفانی چون مولانا، این امر نشان دهنده آن است که کلام و اشعار خاصی باید تنبور را همراهی کند. آیا این حساسیت در کلام امروزه هم رعایت می شود؟

- خواندن تصنیف و آواز یا اشعار مولانا چند سالی است که انجام می گیرد و ار جدیدی است. کاربرد این اشعار تنها در محافل عرفانی بود و بیشتر در مثنوی خوانی شنیده می شد اما گروه«شمس» نخستین گروهی بود که توجه ویژه ای به اشعار مولانا در موسیقی داشت. پیشینه تنبور به گونه ای است که از زبان کُردی به موسیقی شهری وارد شده است، بنابراین هم اشعار کُردی با تنبور استفاده می شود و هم فارسی. ما در گروه شمس تلاش می کنیم از اشعاری بهره ببریم که برای همه قابل استفاده باشد. البته تمامی این اشعار از مولانا نبوده و گاها از دیگر شاعران عرفانی چون عطار، حافظ و ... نیز استفاده می شود. بعضی از افراد، علاقه مند به اشعار دیگری هستند.

اگر این اشعار به درستی استفاده و اجرا شود اثرگذار خواهد بود، در غیر این صورت هیچ تاثیری نخواهد داشت. اما اشعاری که در جمخانه ها با تنبور خوانده می شود شعرهای آیینی یارسان و اهل الحق است. این اشعار و کلام های آیینی مورد استفاده ما نیست و خاص جمخانه ها بوده. ما از اشعار کُردی و فارسی عرفانی بهره می بریم. تنبور ساز آیینی یارسان است و حدود 7 یا 8 قرن است که این ساز در این اماکن حفظ شده و نغمات کهن را همراه با اشعار آیینی خود همچنان حفظ کرده و استفاده می کنند. کسانی که نگاه و تفکر ویژه ای به موسیقی و بخصوص فلسفه تنبور دارند بخبوی می دانند نغمه های تنبور که امروز به گوش می رسد، نغمه های کهن باستانی است و خوشبختانه این یارسان باعث شده است گنجینه هنر موسیقی کهن به معاصران و تا زمان ما برسد.

آیین یارسان و مقام های یاری مربوط به جمخانه و اهل حق بوده و ثابت است و هیچ گاه از بین نخواهد رفت اما در گروه شمس که از سال 59 شکل گرفته تنبور به گونه ای دیگر نواخته شد. البته پیش از آن گروه های دیگری هم بودند که فعالیت های مختصری در نواخانمدگی تنبور داشتند ولی می توانم بگویم گروه شمس نخستین گروهی است که به ساز تنبور پرداخته و اعتبار این ساز را گسترده کرده است و یک نوع موسیقی جذاب و درونی را به شنونده ارائه می دهد. امیدواریم کسانی که به این ساز روی آورده اند رونق بیشتری به این گنجینه پر رونق بدهند.

آیا گروه «شمس» تغییراتی هم در مقام های تنبور ایجاد کرده است؟

- مقام های تنبور به مانند گوشه های دستگاه های موسیقی هستند و مقامی به تنبور افزوده نمی شود. منتهای مطلب آهنگ ها و آوازهایی که با تنبور خلق می شود جدید و برگفته و تحت تاثیر کلیت حس و حال تنبور و مقام های گذشته آن است. تنبور سه نوع مقام دارد که به کمال رسیده است. مقام یاری که برای آیین یارسان است. دیگر مقام های داستانی است که گروه شمس از آن بهره گرفته و مقام بعدی مقام های مجلسی است که اجرای آن ممنوعیتی ندارد.

آن نگاه خاصی که گروه شمس به ساز تنبور دارد قابل کاربرد برای تعدادی از اکتران یا گروه های موسیقی نیست و از تنبور به عنوان یک ساز زینتی استفاده می کنند؟

- این موضوع به انتخاب نابجای آن افراد بستگی دارد و بهتر است بگویم این افراد صلاحیت کاربرد این ساز را ندارند. هر ساز یک ظرفیت و گنجایشی دارد که باید آن را رعایت کرد. تنبور به مانند دف می ماند. این ساز نیز از خانقاه به موسیقی ایرانی واردشده و آنقدر جاذبه داشته که توانسته به صورت گسترده کار خود را ادامه بدهد اما امروزه می بینیم که از ساز دف استفاده های نابجایی می شود و متاسفانه این استفاده نابجا در تنبور هم وجود دارد. امیدواریم کسانی که این رویه را در پیش گرفته اند، اندیشه خود را ارتقا بدهند.

نام مستعار من، تنبور است

نواخانمده تنبور، در گروه شمس

شهری شدن دف و تنبور در اجرا و کلام آن تاثیر گذاشته است؟

- خیر، تاثیری نمی گذارد. در خانقاه های دراویش قادری همان دفی نواخته می شود که صد سال پیش می نواختند. نواختن تنبور در جمخانه ها هم به همین صورت است. بنابراین نمی توانیم بگوییم شهری شدن در ساز تاثیرگذار بوده زیرا آهنگ هایی که در این مکان ها نواخته می شود چنان غنی و زیبا است که هیچ نغمه ای نمی تواند جایگزین آن شود و این نغمات دست نخورده و در این مکان ها به حیات خودشان ادامه خواهند داد.

گروه موسیقی موفق «شمس» که شما آن را راه اندازی کرده اید توانست در سال های آغازین فعالیت خود با حضور اکتران و استادانی چون خلیل عالی نژاد، گل نظر عزیزی، علی اکبر مرادی و ... آلبوم زیبای «صدای سخن عشق» با خوانندگی شهرام ناظری را منتشر کند، آلبومی که نوای تنبور را به گوش آقام رساند اما امروز این گروه علاوه بر این که کم کار شده است، نتوانست آثاری در این سطح تولید کند. این موضوع علت خاصی دارد؟ آیا نسل جدیدی که در این گروه فعالیت می کنند چون سهراب و تمهورس پورناظری در سلایق این گروه اثرگذار بوده اند؟

- بهتر است به موسیقی آن دوره اشاره کنیم که بسیار کنیم که بسیار متفاوت با امروز است نه آن که این اتفاقات را از یک گروه یا ساز انتظار داشته باشیم. آثاری که آن دوران تولید شد و مانا ماندند، حس و حال هایی بود که اکتر با اندیشه فارغ و آرامش به دست می آورد و بر همین اساس آثاری خلق می کردند که دلنشین تر بود و فضای آن زمان این گونه موسیقی را ایجاب می کرد اما متاسفانه امروزه این فضا وجود ندارد و حتی خوانندگان، نواخانمدگان و آهنگسازان آن دوره هم بعد از آن چنین آثاری تولید نکردند.

به طور مثال امروز دیگر آثاری به مانند کارهای خانمده یاد پرویز مشکاتیان تولید و شنیده نمی شود. حال و هوا فرق کرده و آن درونگرایی، آرامش و پیوندی که اکتر با درون خود داشته به آن کیفیت نمانده است. سهراب و تهمورس در گروه شمس فعالیت دارند و آهنگ و کارهای شان را به سلیقه امروز اجرا می کنند اما آهنگ های که من می سازم بیانگر حال و هوا و اندیشه هنری خودم است.

شهرام ناظری یکی از خوانندگان خوب کشور مدت ها در این گروه فعالیت می کرد، خواننده ای کرد زبان و آشنا با موسیقی و ساز تنبور، بنابراین قطعا در شکل گیری و کارهای اولیه شما بی تاثیر نبوده اما این اتفاق دیگر صورت نگرفت.

- در حال حاضر سلیقه من و آقای ناظری با یکدیگر متفاوت شده است.

در تنبور سبک خاصی را دنبال می کنید؟

- نواختن تنبور سبک های متفاوت ندارد بلکه این ساز را می توان با دو لهجه نواخانمدگی کرد و من با هر دو لهجه آشنا هستم. در واقع شیوه ام بین این دو لهجه است اما طی این سال ها به یک شیوه ای رسیده ام که زبان، بیان حال و احساس خودم بود و نزدیک به شیوه کسی نیست. زمانی که به تنبور روی آوردم گرایشم بیشتر به شیوه گل نظر عزیزی بود و رایحه ای از نواخانمدگی ساز ایشان در ساز من وجود داشت اما بعدها به شیوه خودم رسیدم و ادامه دادم.

فرخانمدان و هنرجویان شما هم این شیوه کاری را دنبال می کنند؟

- سرچشمه فعالیت فرخانمدان من از این آبشخور بوده و در یک خانواده هنری متولد شده اند اما بعدها با کسب تجربه، سلیقه خود را پیدا کرده اند. آنها نسل امروز هستند و حال و هوای کارشان جوانانه تر است.

در گروه شمس هم تکنیک شما دیده می شود و هم سرعت نواخانمدگان نسل امروز، کدامیک اولویت شماست؟

- به نظر من باید در موسیقی هم تکنیک وجود داشته باشد و هم سرعت و نباید هر دام از آنها به تنهایی جلو برود، بلکه باید به صورت یک مجموعه در حال حرکت باشند. من بر این باورم ملودی که نواخته می شود باید زیبا باشد. حال اگر سرعت این زیبایی را دو چندان می کند آن سرعت موجه است یا اگر تکنیک اثرگذار است، تکنیک هم کاربرد طبیعی خودش را خواهد داشت اما اگر تنها به ظواهر کار نگاه شود قطعا کار کم تاثیری خواهد بود. بنابراین باید دیدگاه و هدف ما بیانگر زیبایی و هنری باشد، خواه در شکل سرعت یا به صورت تکنیک.

با توجه به این صحبت ها تنبورنوازی سهراب پورناظری در کنار نواخانمدگان و سازهای غیر ایرانی را تایید می کنید؟

- پیرو حرفی که گفته شد باید بگویم اگر این همنوازی به زیبایی کار بیفزاید موجه است، در غیر این صورت این تلفیق اثری نخواهد داشت. در مجموع این تلفیق ها نباید به اصالت ساز و نوا ضربه بخانمد. سازهای همراهی کننده باید پشتیبان این ساز باشند و فضایی ایجاد کنند که ساز ایرانی جلوه بیشتری داشته باشد.

نام مستعار من، تنبور است

تنبور از ریشه های موسیقی نواحی است، با وجود این اوضاع امروز موسیقی نواحی را چگونه ارزیابی می کنید؟

- امروزه موسیقی نواحی شرایط و جلوه بسیار خوبی دارد.در دوران نوجوانی ما هیچ حمایتی از موسیقی نواحی نبود، نه جشنواره ای برگزار می شد و نه کنسرتی. حتی اکتران خارج از ایران اجرا نداشتند. خوشبختانه جشنواره هایی که در این چندین سال اخیر برگزارشده است، توانسته ارتباط خوبی با اکتران موسیقی نواحی و علاقه مندان غیر بومی شان برقرار کند.

البته این صحبت ها دلیل بر این نیست که این حمایت ها برای اکتران و علاقه مندان موسیقی نواحی کفایت می کند. خیر، این حمایت ها بسیار ابتدایی و سطحی است ولی نسبت به گذشته که هیچ نوع فعالیت موسیقی گسترده ای در جغرافیای پر فرهنگ ایران وجود نداشت چشمگیرتر است. امیدواریم این حمایت ها بیشتر شده و موسیقی اصیل و کهن نواحی رونق بیشتری پیدا کند و کمال یافته تر شود.

گروه موسیقی چون کامکارها یا دیگر گروه هایی که در معرفی موسیقی نواحی تلاش می کنند در این باره چقدر تاثیرگذار بوده اند؟

- گروه موسیقی کامکارها یکی از گروه هایی است که حق بزرگی بر گردن موسیقی کُردی داشته است. البته هر فرد که بتواند موسیقی و فرهنگ خود را به دنیا معرفی کند، عشق خود را ارائه کرده است و نباید بگوییم حقی بر گردن موسیقی داشته است. موسیقی کُردی یکی از تاثیرگذارترین موسیقی های ایران است و گروه کامکارها که هر کدام استادی برجسته در عرصه موسیقی هستند توانسته اند در این کار بسیار موفق عمل کنند و جزو درخشان ترین نواخانمدگان این ستاره ها و این موسیقی باشند.

دغدغه برخی از آهنگسازان قدیمی به مانند گذشته موسیقی آوازی است و نسبت به آن ابراز نگرانی می کنند. آنها بر این نظر هستند که بعد انقلاب تعداد خوانندگان موسیقی آوازی محدود و انگشت شمار شده است. شاید این اتفاق به نوعی در انتخاب آهنگسازان هم موثر بوده. آیا این موضوع برای شما هم نگران کننده است؟

- به نظر من پیش از این دوره هم، تعداد خوانندگان در هر نسل و دوره ای حتی صد سال گذشته بسیار کم بود و خوانندگان خوب اندک شمار بودند. آقای شجریان حدود نیم قرن است که بی رقیب مانده و هیچ اکتری از ایشان عبور نکرده است. البته این موضوع می تواند هم اتفاق خوبی باشد و هم بد. از این جهت بد که نباید یک نفر 50 سال در یک هنر و در سطح بالایی قرار بگیرد و کسی نتواند از او عبور کند اما از جهت دیگر می توانیم بگوییم نبوغ و توانایی استاد شجریان به قدری است که کسی به پای ایشان نرسیده است. بار دیگر تاکید می کنم تعداد خوانندگان خوب بسیار کم است و همان طور که رو به جلو در حرکت هستیم، این تعداد هر روز کمتر شده است.

شاید یکی از دلایل بی مهری به موسیقی آوازی پخش موسیقی غیر آوازی در رسانه های جمعی چون رادیو و تلویزیون باشد. این رسانه ها به موسیقی آوازی کمتر یا اصلا توجهی ندارند و همین امر باعث شده موسیقی آوازی از خاطرات و حافظه آقام محو شود. اما اگر این سیستم و سلایق تغییر کند، آواز علاقه مندان و رونق گذشته خود را پیدا خواهد کرد. متاسفانه نسل جدید را از موسیقی فاخر و موسیقی آوازی محروم کرده اند و به جای آن موسیقی بسیار سطحی و بی هنر را ترویج داده اند. جوانان نیز با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می کنند و به دنبال آن می روند.

اشاره کردید موسیقی آوازی استاد شجریان نیم قرن است ترویج پیدا کرده آیا این اتفاقات به خاطر حفظ موسیقی ایشان است یا سبک دیگری در موسیقی آوازی به نسل امروز آموزش داده نمی شود. شاید هم یکی از دلایل آن علاقه مند نبودن نسل جوان به آواز است.

- آموختن آواز بسیار مشکل است. اگر همه از آقای شجریان تقلید می کنند به این دلیل بوده که برای به دست آوردن و تجربه بیشتر در موسیقی آوازی تلاش نمین کنند. یک هنرجوی آواز باید نخست آموزش ببیند، مرحله تعالی آواز آموختن ردیف و دستگاه موسیقی و بعد از این مراحل باید چندین سال تمامی سبک های آوازی را تقلید کرده و بخوبی بیاموزد و بعد از مرحله تقلید، سلیقه و انتخاب خود را پیدا کند تا از مرحله تقلید عبور کرده باشد.

متاسفانه مسئله تقلید تنها در آواز نیست بلکه در ساز هم وجود دارد. زمانی که هنرجویان موسیقی مرحله آموزش را می گذرانند به تولید اثر فکر می کنند، در صورتی که تمامی نواخانمدگان باید در ابتدا پیشینه ساز را بیاموخانمد و از مجموع حس و حالی که به دست می آورند، شیوه خود را ارائه کنند اما جای تاسف است که این وقفه در تمام کار جوانان وجود دارد؛ یا از آقای علیزاده تقلید می کنند یا آقای شجریان و به دنبال آن نیستند که تقلید را پشت سر بگذارند و به زبان خودشان برسند و این مهم ترین دلیل شنیده نشدن آواز و ساز خوب است.

علاوه بر تقلید که اشاره فرمودید همین تعداد اکتران موسیقی آوازی اندک شمار هم به موسیقی روی آورده اند و تصنیف خوان یا موسیقی تلفیقی گرایش به پاپ را ارائه می دهند، نمونه آن تغییراتی است که در این چند سال اخیر از آثار همایون شجریان شنیده می شود. آیا این به روزرسانی با تلفیق ها صحیح است؟

- همایون از توانایی خودش استفاده می کند اما باید این را باور داشته باشیم که امروزه موسیقی ما تغییر پیدا کرده و دیگر کسی حوصله شنیدن آواز کامل را ندارد. البته ناگفته نماند همایون و کارهایی که اطرافیان او در موسیقی انجام داده اند، تنها رشته اتصال جوانان، آقام و پیوند با موسیقی گذشته است. کارهای همایون را نباید یک بعدی نگاه کرد بلکه باید مجموعه کارهای مختلف و متفاوتی را که خوانده است نگاه و بررسی کنیم.

نام مستعار من، تنبور است

همایون شجریان

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید یا پیشنهاد داشته اید به همایون شجریان در گروه شمس فعالیت کند؟

- گروه شمس چندین سال است که بسیار کم کار شده و فعالیت چندانی ندارد اما بدون آن که همایون در گروه شم حضور داشته باشد، این همکاری ها وجود دارد. ایشان چندتا از کارهای من را خوانده و اجرا کرده است و ممکن است در آینده باز هم این کار تکرار شود و اگر برنامه ای پیش بیاید شاید از حضور و هنر ایشان بهره ببریم.

بسیار از اثاری که امروزه به گوش می رسد تاریخ مصرف پیدا کرده اند. شاید یکی از دلایل این اتفاق در کنار هم نبودن اکتران قدیمی یا رقابت و حسادتی باشد که در بین آنها رخنه کرده است.

- اگر رقابت ساخانمده باشد و به تعالی هنر بینجامد اتفاق خوب و موجهی است. یک اکتر باید حسود باشد. اگر این رفتارها خصلت آن اکتر باشد، سازی که می نوازد مخاطب را فراری می دهد و به خود جذب نمی کند. درون اکتر باید هنرگونه باشد تا آثارش ماندگار بماند. اگر می بینید برخی از آثار موسیقی تاریخ مصرف پیدا کرده اند به درون اکتر بر می گردد. تفرقه در همه چیز وجود دارد. در هنر هم دیده می شود. اکتر باید سال ها در هنر خودش تلاش کند نه آن که سریعا به سمت آهنگسازی برود. یک آهنگساز برجسته و مطرح طی سال ها فعالیت هنری اش تنها می تواند چند آهنگ خوب و درجه یک تولید کند. بهترین آهنگساز به سلیقه من مرتضی خان محجوبی است.

ایشان طی سال ها فعالیتشان شاید 10 آهنگ ساخته اند اما آثار ماندگار و جاودانه. عارف قزوینی شاعر و آهنگساز 24 آهنگ طی سال ها فعالیتش ساخته است. کار زیبا محدود است و نمی توانیم به صورت سری کاری و هفته یا ماهی یک بار آلبوم منتشر کنیم اما در مورد این که بزرگان موسیقی دیگر در کنار هم نیستند و نمی نشینند باید بگویم هر کسی در یک دوره و بازه زمانی مشخص فعالیت می کند. دوره هنری اکتر هم چندان طولانی نیستو اوج و فرودی دارد. اکتر 60-50 سال و به مدت طولانی نمی تواند همان کارهای گذشته و جوانی اش را انجام بدهد.

البته نباید با بیان دوره زمانی قضاوت قطعی در مورد کم فروغی آثار و دوره فعالیت اکتران گذشته داشته باشیم. اکتران قدیمی امروزه فعالیت های گروهی یا تک نوازی های خود را همچنان ادامه می دهند.

- شاید مشکلی وجود دارد یا این اختلاف سلیقه این فاصله ها را ایجاد کرده است.

شاید هم یکی از دلایل آن این باشد که اکتران هنر را منبع درآمد قرار داده اند و مادیات به موسیقی آنها راه پیدا کرده است؟

- اکتران مادی نشده اند اما امرار و معاش خانمدگی شان از راه هنر می گذرد. به هر حال آنهاهم اجاره خانه یا مشکلات دیگری دارند. خانمدگی شهری مخارج بالایی هم خواهد داشت و مشکل مالی گریبان همه اکتران را گرفته است.

پیش از انقلاب هم این گونه بود؟

- پیش از انقلاب موسیقی به عنوان یک شغل هنری نبود. اکتران آن زمان اکثریت کارمند بودند اما عشق آنها موسیقی بود. اما امروزه موسیقی در گذر حرفه ای بودن آن منبع درآمد اکتران شده است.

در بحث آموزشی نحوه تدریس آموزشگاه های موسیقی را چگونه ارزیابی می کنید؟

- بسیار خوشحالم که این تعداد آموزشگاه موسیقی و مدارس وجود دارد. البته ممکن است درصد کمی از هنرآموزان یا استادان شرایط چندانی برای تدریس و آموختن نداشته باشند. علاوه بر این امروزه خانواده ها هم توجه ویژه ای به آموزش موسیقی دارند و این جای بسی امیدواری و خوشحالی است. بسیاری از نواخانمدگان جوان در سطح بسیار بالا و استادی فعالیت می کنند. آنها آینده موسیقی کشور عزیز ما را می ساخانمد. البته در کنار آن باید به فرهنگ، ادبیات و دانش آشنا و آگاه باشند. هنرجو یا اکتر باید به شعر تسلط کامل داشته باشد. اگر این صفات را به هنرش اضافه کرده و مایه هنری اش را غنی تر کند آینده هنر کشورمان بسیار درخشان تر خواهد بود.

شما در خانواده ای رشد داشته اید که موسیقی و شعر در آن وجود داشته است؛ با وجود این شعر در اولویت شما قرار دارد یا موسیقی؟

- بعضی ها بر این نظر هستند که شعر هنر اول است و عده ای دیگر موسیقی را هنر اول می دانند. اما به نظر من موسیقی هنر اول است. موسیقی گویای زبان جهانی و انسانی است. موسیقی علاوه بر تاثیر بر انسان بر طبیعت و موجودات نیز اثرگذار است اما شعر به این میزان تاثیرگذار نیست. من در دوران نوجوانی ابتدا جذب موسیقی شدم و بعد از آن به شعرهم روی آوردم. از نگاه من هنر موسیقی دو بال دارد که هر یک مکمل یکدیگر هستند، یکی نوا و نغمه است و دیگری شعر.

نام مستعار من، تنبور است

 

با این تفاسیر چرا آثار با کلام بیشتر جذب مخاطب می شود؟

- موسیقی ما بیشتر بر شعر تمرکز دارد و بر موسیقی تاثیر می گذارد. یک بیت شعر هزار برابر انرژی دارد و زمانی که با موسیقی تلفیق می شود این انرژی هزاران برابر خواهد شد. به ویژه این که صدای خواننده هم همراه آن باشد. ما نواخانمدگان می دانیم تاثیر صدا بیشتر است و خواننده سهم بیشتری در ارائه موسیقی دارد.

آموزش ابتدایی شما در موسیقی نت بوده، آیا هنرجویان نسل امروز هم از نت و ردیف موسیقی استقبال می کنند؟

- هنرجو اختیار انتخاب ندارد و هنرآموز است که انتخاب می کند آموزش از روی نت باشد یا از راه گوش. البته آموزش نت یک امر الزامی و ابتدایی است و در پایه آموزش ردیف نت کنار گذاشته می شود و سینه به سینه حس و حال موسیقی از استاد به شاگرد منتقل می شود.

 

چشم انداز شما از موسیقی ایران چیست؟

- موسیقی هنری است که خواسته یا ناخواسته نمی توانیم بدون آن خانمدگی کنیم. با نگاه به موسیقی 40-30 سال گذشته خواهید دید که هنر موسیقی در ابتدا در محدودیت صددرصد بسر می برد اما محدودیت ها با پایآقای اهالی موسیقی به مرور زمان کمتر شد. البته امروزه این محدودیت ها کم و بیش هم دیده می شود ولی تعیین کننده نیستند و اکترانی که در ایران ماندند، در مقابل این محدودیت ها ایستادگی کردند. خوشبختانه اوضاع موسیقی به گونه ای است که همه در آن حضور دارند و فعالیت می کنند. امیدواریم این محدودیت های مختصر که یکی از آنها فعالیت های موسیقایی بانوان در عرصه ساز و آواز است بزودی برطرف شود و صدای بانوان به موسیقی پررونق ایرانی رونق بیشتری ببخشد.

پیام نوروزی شما در سال جدید...

- خوشحالم که در فرهنگ ما آیین هایی وجود دارد که در جهان بی نظیر است و حرف اول را می خانمد. یکی از مهم ترین آیین ها جشن نوروز است. سال های بسیاری از این آیین می گذرد و طی این مدت افراد بسیاری در سطح دنیا جذب آیین نوروز شده اند و علاقه بیشتری برای اجرا و دیدن این مراسم دارند. امیدوارم روزی فرا برسد که آیین نوروز را در تمام جهان پاس بدارند و جشن بگیرند.بنده به سهم خودم سال نو را فرخنده باد می گویم و آرزو دارم در سال جدید صلح، عشق، مهربانی و آبادانی شامل همه آقام جهان و بخصوص آقام کشور عزیزم ایران باشد.