کلاسیک‌هایی که باید خواند

کلاسیک‌هایی که باید خواند


روخانمامه هفت صبح: فهرستی از رمان های شاهکار جهان که برای علاقه مندان حرفه ای ادبیات داستانی، توصیه ای ضروری به نظر می رسد.

جنگ و صلح

«چنان بودم که دوست داشتم دنیا مرا بشناسد و دوست بدارد و مرا به نام بنامد و طنین نامم هر کسی را تحت تاثیر قرار دهد. دوست داشتم جهانیان گرد من حلقه خانمند و به خاطر چیزی، از من سپاسگزاری کنند.» این آرزوی «تولستوی» در جوانی بود و دیری نپایید که به آن رسید. آقام در هیات دسته جات مشتاق و علاقه مند، از سراسر جهان، خود را به روستای «سیاسنایا پولیانا» (زادگاه تولستوی) می رساندند تا او را ببینند و به خاطر آثارش از او تشکر کنند؛ به خاطر داستان ها و رمان هایش، به خاطر «آنا کارنینا»، به خاطر «جنگ و صلح»، پیرآقا از آنها استقبال می کرد چرا که خود می دانست چه کرده است و به هیچ وجه اهل تواضع و تعارف نبود.

 

کلاسیک‌هایی که باید خواند

 

وقتی درباره «جنگ و صلح» از او می پرسیدند، دستی به ریش سفیدش می کشید، نگاهی نافذ به پرسش کننده می انداخت و می گفت: «تواضع به کار، باید گفت این یه کاری هست شبیه ایلیاد.» قطعا «تورگنیف» چنین چیزی در «جنگ و صلح» دیده بود و الا او را «نویسنده بزرگر روسیه» نمی دانست. اما سخن «گورکی» درباره «تولستوی» تامل برانگیزتر است: «همیشه وقتی او را نگاه می کنم، در او چیزی می بینم که وادارم می کند فریاد بخانمم: چه مخلوق شگفت انگیزی بر کره زمین خانمدگی می کند.» رمان «جنگ و صلح» را بهتر است با ترجمه سروش حبیبی بخوانید.


برادران کارامازوف

داستان کتاب، ماجرای خانواده ای عجیب و شرح نحوه ارتباطی است که بین فئودور کارامازوف، پیرآقا فاسد الاخلاق و متمول با سه پسرش به نام های میتیا، ایوان و آلیوشا و پسری دیگر به نام اسآقایاکوف وجود دارد. از زمان انتشار این رمان، بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان مثل آلبرت اینشتین، زیگموند فروید، مارتین هایدگر، کورت ونه گات، لودویگ وینگشتاین و پاپ بندیکت شانزدهم درباره آن سخن گفته اند و مطالعه آن چنان اهمیت دارد که از طریق آن می توان بسیاری از الگوهای رایج در ادبیات داستانی جهان و حتی پرده را بازشناخت.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

رمان «برادران کارامازوف» در واقع بسیار تحسین شده و تاکنون بارها مورد اقتباس قرار گرفته و فیلم ها و آثار نمایشی بسیاری براساس آن تهیه شده است. یکی از معروف ترین آنها فیلمی با همین نام است که در سال 1958 توسط ریچارد بروکس به عنوان کارگردان ویول برینر و ویلیام شانتر به عنوان بازیگر ساخته شد. «برادران کارامازوف» به جهت تصاویر دقیق از آداب و رسوم و جزییات مباحث زمان خودش، معمولا به عنوان یک اثر واقع گرایانه شناخته می شود اما طرح اصلی کتاب در مورد سوالاتی فلسفی نظیر منشأ هستی، اراده بشر و سرنوشت انسان هاست. این رمان را با ترجمه صالح حسینی بخوانید.


آنا کارنینا

«آنا کارنینا» داستان خانمی است که معصیتش او را به تباهی و مرگ می کشاند. نکته جالب در خانمدگی «تولستوی» این بود که «نویسنده بزرگ روسیه» آرزویی داشت که شاید به نظر سخیف بیاید؛ او هرگز زیبا نبود و آرزو می کرد زیبا باشد. روزی در جوانی گفته بود حاضر است هرچه در خانمدگی دارد بدهد و برای لحظه ای زیبا باشد. این آرزویی محال بود اما گذر زمان چیزی بیش از زیبایی به او بخشید؛ شکوه. ریش سفید و بلندِ پیرآقا اکنون چهره ای اسطوره ای به او بخشیده است و ما را به خضوع وامی‌دارد. او در سنین پیری سلامت روانی اش را از دست داد اما حتی جنونش هم به زعم ما «ماکسیم گورکی» (دیگر نویسنده شهیر روس) فراانسانی بود:

کلاسیک‌هایی که باید خواند

«لب دریا نشسته بود و سر خود را بر دست هایش قرار داده بود. باد موهای نقره گون ریشش را میان انگشتانش می راند. او در دریا به دوردست می نگریست و امواج کوچ سبزرنگ دریا مطیعانه به پاهایش می خوردند و آنها را نوازش می کردند، چنان که گویی می خواهند به جادوگر پیر، چیزی راجع به خود بگویند... او چون سنگی قدیمی می نمود که جان گرفته است و به آغاز و انجامِ همه چیزها آگاهی دارد و به آنها می اندیشد که سرانجام کار سنگ ها و علف های زمین، آب های دریا و خلاصه همه جهان از خورشید تا دانه شن ریزه چه خواهدبود...» رمان «آنا کارنینا» را نیز می توانید با ترجمه سروش حبیبی بخوانید.


جنایت و مکافات

انسان مدرن داستایفسکی برای رهایی از تمام فلاکتی که جامعه برایش ساخته، به خودویرانگری دست می خانمد و کم کم در کاراکتری تجسم پیدا می کند که یکی از مشهورترین شخصیت های منفی در تاریخ ادبیات داستانی جهان است: راسکلنیکف در رمان «جنایت و مکافات». داستایفسکی، اولین بار، طرح این رمان را در نامه ای این طور توضیح داد: «این کتاب مطالعه روانشناختی یک جنایت خواهد بود... جوانی فقیر، دانشجوی سابق دانشگاه سن پترزبورگ، گرفتار عقایدی- نه چندان خردمندانه- می شود و تصمیم به انجام کاری می گیرد تا فورا از وضعیت دشوار خانمدگی نجات پیدا کند.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

او مصمم می شود پیرخانمی رباخوار را بکشد. پیرخانم، فردی احق، طماع، کَر، بیمار و کاملا بی ارزش است. جوان فکر می کند توجیهی برای خانمدگی او وجود ندارد و همین تفکر، تواخانم روحی او را برهم می خانمد. پیرخانم کشته می شود و هرگز کسی به جوان ظن نمی برد اما روند کلی روانشناختی کتاب، جنایت را لو می دهد. قاتل، ناگهان، با مشکلاتی حل ناشدنی رو به رو می شود و از آن پس احساساتی تصور ناپذیر او را آزار می دهد...» صحنه قتل پیرخانم توسط راسکلنیکف چنان تاثیرگذار است که هنوز هم یکی از مشهورترین صحنه های قتل در رمان است. بهترین ترجمه از این رمان در ایران، ترجمه مهری آهی است.


آرزوهای بزرگ

چارلز دیکنز برجسته ترین رمان نویس و نویسنده انگلیسی عصر ویکتوریا و یک فعال اجتماعی توانمند در آن دوران بوده است؛ آن قدر که جیمز جویس، یکی از بزرگ ترین رمان نویسان قرن بیستم درباره او می گوید، از شکسپیر به این سو، چارلز دیکنز، تاثیرگذارترین نویسنده در زبان انگلیسی بوده است. از او برای داستان سرایی و نثر توانمندش و خلق شخصیت های به یادماندنی، بسیار تحسین به عمل آمده است. چارلز در طول خانمدگی اش، محبوبیت جهانی بسیاری کسب کرد و این شهرت را مدیون آثاری همچون «دیوید کاپرفیلد»، «آرزوهای بزرگ»، «الیور توییست» و «داستان دو شهر» بود. در این میان رمان «آرزوهای بزرگ» یکی از آثاری است که همواره در فهرست ده رمان شاهکار جهان در تمام فهرست های ارائه شده از سوی منتقدان حضور داشته است.

کلاسیک‌هایی که باید خواند


مادام بوواری

نوشتن مادام بوواری از سپتامبر 1851 تا آوریل 1856به مدت پنج سال طول کشید. در این مدت فلوبر روزانه بیش از چند خط نمی نوشت و مرتب مشغول ویرایش نوشته های پیشین بود و هر آنچه را برکاغذ می آورد با صدای بلند برای خود می خواند. فلوبر هر روز صبح ساعت 10 بلند می شد و خانمگ پیشخدمت را به صدا در می آورد تا برایش روخانمامه ها، نامه ها، لیوانی آب سرد و پیپ چاق شده اش را بیاورد. بعد مشتی به دیوار بالا می زد تا اگر مادرش دوست دارد بیاید و کنارش بنشیند و با هم صحبت کنند. بعد از آن هم نوبت به نظافت روزانه و استفاده تونیکی ضدریزش مو می رسید. ناهار را معمولا سبک می خورد و بعد از تدریس تاریخ و جغرافیا به برادرزاده اش، مطالعه می کرد. اما وقت نوشتن فلوبر شب بود.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

هرچند که اغلب از پیشرفت کندش می نالید اما با دیدن دوستش لویی و شنیدن نظرات او درباره رمانش، آرام می شد. در هر حال نوشتن «مادام بوواری» پنج سال طول کشید و سال ها بعد درباره این نوع مشقت برای نوشتن گفت: «روی هم رفته کار هنوز بهترین راه فرار از خانمدگی است.» بهترین ترجمه ای که می توانید از این رمان بخوانید، ترجمه خانمده یاد مهدی سحابی است. از وجوه دیگر اهمیت رمان «مادام بوواری» این است که این رمان را «کتاب مقدس رئالیسم» می دانند.


دون کیشوت

«دون کیشوت» اثر سر وانتس به اعتقاد بسیاری از متفکران و منتقدان، اولین رمان مدرن تاریخ ادبیات است. میگل سروانتس بخش اول دون کیشوت را در سال های اواخر قرن شانزدهم و اوائل قرن هفدهم در خانمدان نوشت. این بخش، نخستین بار در سال 1605 و بخش دوم 10 سال بعد در 1615 در مادرید چاپ شد. نخستین بار «دون کیشوت» به دست محمد قاضی از زبان فرانسوی به زبان فارسی ترجمه شد که هنوز هم بهترین ترجمه از این رمان است. «دون کیشوت» داستان فصل پایانی خانمدگانی پیرآقای است که دچار توهم است و وقت خود را با خواندن آثار ممنوع می گذراند.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

در زمان روایت داستان، نوشتن و خواندن آثاری که به شوالیه ها می پرداخت ممنوع بود و شخصیت اصلی داستان خود را جای یکی از همین شوالیه ها می بیند و دشمنانی فرضی در برابر خود می بیند که اغلب کوه ها و درخت ها هستند. «گوستاو دوره» نگاره معروف دون کیشوت و سانچو- خدمتکار دون کیشوت- را مقابل آسیاب بادی به تصویر کشیده است. «دون کیشوت» پهلوانی خیالی و بی دست و پاست که گمان می کند شکست ناپذیر است. او به سفرهای طولانی می رود و در میانه همین سفرهاست که اعمالی عجیب و غریب انجام می دهد. او که هدفی جز نجات آقام از ظلم و استبداد حاکمان ظالم ندارد، نگاهی تخیلی به اطرافش دارد و همه چیز را در قالب ابزار جنگی می بیند.


بینوایان

ویکتور هوگو در بینوایان، تصویر راستین سیمای آقام فرانسه در قرن نوزدهم را روایت کرده است. چهره چند قهرمان در بینوایان برجسته تر ترسیم شده است؛ از جمله آنها ژان والژان است. آقا میانسال و خسته که با نیم تنه کهنه و شلوار وصله دارش پس از گذراندن 19 سال خانمدان با اعمال شاقه، جایی برای رفتن ندارد و کسی پناهش نمی دهد، حتی در لحظه ای حاضر می شود به خانمدان بازگردد ولی راهش نمی دهند، در اوج درماندگی و سیه روزی به خانه اسقفی پناه می برد، اسقف با خوشرویی و مهربانی از او پذیرایی می کند، ولی این مهمان ناخوانده نیمه شب ظروف نقره اسقف را به سرقت می برد.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

ساعتی بعد به دست ژاندارم دستگیر می شود، ولی بزرگواری اسقف مسیر خانمدگی او را تغییر می دهد. ژان والژان در 25 سالگی اسیر پنجه های ستمگری شده است؛ او که روستایی پاکدلی بوده به سبب سرقت یک قرص نان برای سیر کردن کودک گرسنه خواهرش این همه خانمدان تحمل کرده است. در نتیجه مهربانی و عاطفه برایش امر فراموش شده است. سرانجام نیکی یک آقا روحانی، درهای نیک بینی و خیراندیشی را روی او باز می کند و یکی از بزرگان روزگارش می شود. ویکتور هوگو در خلال پردازش شخصیت های داستان و روان شناسی آنها، نحوه درگیری و دخالت آنان را هم زمان با وقایع مهم تاریخی و اجتماعی کشورش نشان می دهد.


دیوید کاپرفیلد

در اهمیت چارلز دیکنز همین بس که بعد از نوشتن رمان «الیور توییست»، در آن دوره کاری کرد که حکومت وقت به تقلا بیفتد و راه چاره ای برای زاغه نشینان اطراف لندن پیدا کند. دو رمان از او نیز هست که در اکثر فهرست های شاهکارهای جهان نام شان را می بینیم؛ «آرزوهای بزرگ» و «دیوید کاپرفیلد». جالب اینجاست فقط براساس رمان «دیوید کاپرفیلد» تاکنون بیش از 13 اقتباس پردهیی و انیمیشن انجام شده است که مخاطبان ایرانی قطعا بعضی از آن ها را از تلویزیون ایران دیده اند. از «آرزوهای بزرگ»، نیز قریب به 30 برداشت پردهیی و کارتونی انجام شده که بعضی از اقتباس های آن چه در قالب مجموعه کارتونی و چه در قالب فیلم پردهیی، پخش شده است.

کلاسیک‌هایی که باید خواند

در فصل های نخست رمان «دیوید کاپرفیلد»، دیوید را همراه مادر جوانش می بینیم، مادری معبود دیوید که مخلوقی است دوست داشتنی اما ضعیف و سبک مغز. پگوتی، این موجود عجیب و غریب که رفتارش تند و خشن ولی دلش سرشار از مهر و عطوفت است، در کنار آنان است. رشته این خانمدگی آمیخته به عشق و محبت با ازدواج بیوه جوان با آقای موردستون آقای سنگدل که در پس نقاب متانت آقاانه پنهان شده است، گسسته می شود و... «دیوید کاپرفیلد» برای نخستین بار سال 1850 میلادی منتشر شد و به دوران پختگی و کمال هنری دیکنز تعلق دارد.