«گیرمو دل تورو»؛ استاد فانتزی سیاه

«گیرمو دل تورو»؛ استاد فانتزی سیاه


همه چیز درباره «گیرمو دل تورو» که پس از سال ها دوباره نامش بر سر زبان ها افتاده

مجله همشهری دانستنیها - کسری کریمی طار: هرچقدر که پیرتر شدم بیشتر برای ایده گرفتن به سراغ نقاشی، طراحی، بازی و فیلم های قدیمی رفتم.» این را اکتری می گوید که کارش را به عنوان کارگردان فیلم های ترسناک آغاز کرد، اما در نهایت روح فانتزی همه آثارش را تسخیر کردند. بعضی می گویند تبحرش ژانر وحشت است، بعضی او را تریلرساز قهاری می دانند، اما حقیقت این است که گیرمو دل تورو بیش از هر چیزی در ساخت «فانتزی های سیاه» تبحر دارد. فیلم هایش داستان های بسیار ساده ای دارند. تقابل خیر و شر. حتی نشانه های زیادی از داستان مشهور جن و پری در آن ها یافت می شود، اما دل تورو جزء معدود اکترانی است که می تواند فانتزی را بدون تلخ و زشت کردن به دنیای تاریک ببرد.

آخرین ساخته اکتر مکزیکی هم مثل دیگر آثارش یک فانتزی سیاه است. هر چند ریشه های درام بسیار قدرتمندی دارد؛ فیلمی که حالا در 13 رشته نامزد اسکار شده تا بار دیگر نام دل تورو بر سر زبان ها بیفتد و ما هم مطلبی را به خودش، آثارش و دنیایش اختصاص دهیم. «گیرمو دل تورو گومز» در روز نهم اکتبر سال 1964 (17 مهر 1343) در شهر «گوادالاخارا»ی مکزیک به دنیا آمد. او در یک خانواده بسیار سختگیر کاتولیک بزرگ شد و برای اولین بار در هشت سالگی لذت فیلم ساختن و کارگردانی را تجربه کرد. دل تورو با استفاده از یک دروبین هشت میلی متری متعلق به پدرش با اسباب بازی های «سیاره میمون ها» و در دیگر اسباب بازی هایش فیلم کوتاه می ساخت.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

گیرمو دل تورو گومز

در معروف ترین فیلم کوتاه دوران کودکی او، سیب زمینی ای در نقش قاتل سریالی ظاهر می شود؛ فیلمی که در آن سیب زمینی، مادر و برادر گیرمو را می کشد و سپس به وسیله یک ماشین سواری له می شود! دوران کودکی او، پر از خاطره بود و به قول خودش کلی فیلم ترسناک/ هیولایی از تلویزیون نگاه کرد. این دوران خوب ناگهان با گروگان گرفته شدن پدرش خاتمه یافت. پدرش «فدریکو دل تورو» یک کارآفرین صنعت اتومبیل سازی بود و به خاطر وضع مالی خوبیش به وسیله گروهی از خلافکاران در گوادالاخارا به گروگان گرفته شد. با این که فدریکو درنهایت سالم آزاد شد، اما این اتفاق باعث مهاجرت خانواده دل تورو به آمریکا شد. گیرمو یک بار در مصاحبه با نشریه «تایم» گفت که گروگان گرفته شدن پدر تاثیر روحی بسیار بدی روی او و خانواده اش گذاشت.

همنشینی با کوارون و اسمیت

دل تورو پیش از ساخت نخسیتن فیلم پردهیی بلندش، 10 فیلم کوتاه ساخت؛ اما از این تعداد تنها دو تای آخری در دسترس است و هشت فیلم دیگر را در جایی منتشر نکرده. اولین فیلم، «Dona Lupe»، یک فیلم کوتاه ترسناک محصول سال 1985 (1364) و دومی یعنی «Geometria» محصول سال 1987 (1366). یک سال بعد او توانست به تیم تولیدکننده سریال مکزیکی «La hora marcada» بپیوندد؛ یک سریال ترسناک «آنتولوژی» که طی سال های 1988 تا 1990 (1367 تا 1369) پخش شد و به آثاری همچون «منطقه نیمه روشن» (The Twilight Zone) شباهت داشت. این اولین تجربه جدی دل تورو به عنوان یک فیلمساز و نویسنده بود.

جالب این که علاوه بر دل تورو، «امانوئل لوبزکی» (Emmanuel Lubezki) فیلمبردار مشهور مکزیکی و «آلفونزو کوارون» (Alfonso Cuaron) کارگردان برنده جایزه اسکار (فرخانمد انسان) در ساخت این سریال مشارکت داشتند. تفاوت عمده ای با دیگر هم دوره ای هایش استعدادش در گریم و چهره پردازی بود. او دوست داشت به سبک آثار ترس ناک کلاسیک، هیولاهایش براساس ماکت ساخته شوند و علاقه ای به استفاده از CG نداشت. همین علاقه باعث شد تا او برای گذراندن دوره حرفه ای گریم به نیویورک سفر کند تا از «دیک اسمیت» اصول این فن را یاد بگیرد.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

آلفونزو کوارون

گریمور مشهور آمریکایی و برنده جایزه اسکار بهترین گریم و چهره پردازی سال 1985 (آمادئوس)، سابقه کارهای بسیار مهمی در هالیوود داشت. کارنامه کاری این گریمور به قدری فریبنده بود که دل تورو فرصت را از دست نداد و در سال 1987 (1366) به دوره فشرده گریم و میکاپ او در نیویورک پیوست. به گفته دل تورو، شخصیت اسمیت تاثیر بسیار زیادی روی او گذاشت و می توان مهر اسمیت را دریک سری از فیلم های او مشاهده کرد. دل تورو در ادامه و به مدت 10 سال به عنوان طراح جلوه های ویژه و گریمور فعالیت کرد تا در نهایت کمپانی «نکروپیا» (Necropia) را تاسیس کرد.

پسر طلایی مکزیک

نخستین فیلم او «کرونوس» (Cronos) بود که بودجه ای ششصد و بیست هزار دلاری در مکزیک ساخته شد و «ران پرلمن» (Ron Perlman) بازیگر محبوش هم در آن حضور داشت. این فیلم به شدت در مکزیک تحسین شد و حتی به عنوان نماینده این کشور در شصت و ششمین دوره جوایز اسکار شرکت کرد؛ هرچند به بخش نهایی راه نیافت. او برخلاف بیشتر ساخانمدگان آثار ترسناک علاقه ای به خونریزی های بیهوده و صحنه های خشن نداشت. دل تورو نه تنها معتقد بود داستان های کودکان و آثار ترسناک شباهت بسیار زیادی به یکدیگر دارند، بلکه او وحشت را ژانری ذاتا سیاسی می دانست.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

ران پرلمن در فیلم کرونوس

«ژانر وحشت هم مانند داستان های کودکان و جن و پری به دو شکل وجود دارد. یکی به همان شکل مرسوم داستان های کودکان؛ مانند این که از جنگل دوری کن یا همیشه پیرو خانواده ات باش. یک شکل دیگر هم ساختارشکن و دارای هرج و مرج (آنارشی) است.» همین عقیده اش باعث شده تاف یلم هایش در عین روایت ساده داستان، دنیاهایی فانتزی و پر از پیچیدگی های درونی را به تصویر بکشند. دنیاهایی که در آن حتی هیولاها هم رستگار می شوند.

اولین شکست

اولین تجربه هالیوودی دل تورو در سال 1997 (1376) و سی و سه سالگی او رقم خورد، هنگامی که شرکت «میراماکس» برای ساخت فیلم تریلر/ ترسناک «میمیک» (Mimic) 30 میلیون دلار در اختیار کارگردان بااستعداد مکزیکی قرار داد؛ فیلمی که در گیشه چندان موفق عمل نکرد، هر چند منتقدان به آن روی خوش نشان دادند. فروش فیلم در نهایت به 26 میلیون دلار هم نرسید تا عملا نخستین تجربه دل تورو در هالیوود با شکست مواجه شود. مقصد بعدی دل تورو نه مکزیک، بلکه اسپانیا بود. جایی که «آلمودُوار» باتجربه انتظارش را می کشد. کارگردان با سابقه اسپانیایی که شیفته دنیای دل تورو شده بود، توانست بودجه ای نزدیک به پنج میلیون دلار برای ساخت فیلم جدید دل تورو فراهم کند؛

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

فیلم میمیک

فیلمی به نام «ستون فقرات شیطان» که پروژه مشترک مکزیک و اسپانیا بود. دل تورو برای فیلمبرداری سومین فیلمش به مادرید سفر کرد. فیلمی که به عقیده طرفدارانش یکی از بهترین آثار کارگردان مکزیکی است. داستان این فیلم درباره کودکی به نام کارلوس است که در جریان جنگ داخلی اسپانیا به یک نوانخانه فرستاده می شود. ستون فقرات شیطان به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و از دل تورو چهره ای جهانی ساخت. استفاده از تم جنگ برای خلق داستانی ترسناک و درام قدرتمند فیلم از جمله دلایل منتقدان برای دادن نمرات بالا به این فیلم بود. دل تورو بخشی از داستان این فیلم را پیش از ساخت «کرونوس» نوشته بود، هر چند آن نسخه در جریان انقلاب مکزیک رخ می داد. این فیلم بار دیگر نام دل تورو را بر سر زبان ها انداخت.

بازگشت به هالیوود

پس از موفقیت ستون فقرات شیطان، دل تورو باز هم به هالیوود بازگشت و این بار کارگردانی فیلم «بلید 2» را برعهده گرفت؛ اثری که هم در بخش تجاری خوب عمل کرد و هم در بخش هنری. موفقیت بلید 2 به او این فرصت را داد تا سر وقت روی پیشنهاداتش فکر کند و در نهایت قبول کرد براساس سری کمیک «پسر جهنمی» (Hellboy) یک فیلم اقتباسی بسازد. فیلمی که البته در گیشه چندان موفق نبود، اما به لطف فروش خوبش در بخش نمایش خانگی، به اثری سودآور مبدل شد. او در ادامه بار دیگر به اسپانیا بازگشت و روی فیلم «هزارتوی پن» کار کرد که از منظر خیل عظیمی از دوستداران پرده بهترین اثر دل تورو است. البته دل تورو در این بین هم روی چندین و چند پروژه دیگر مشغول به کار شد.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

پروژه هایی که بسیاری از آن ها با شکسته همراه بود؛ طوری که می توان ادعا کرد دل تورو به مان اندازه که فیلم ساخته، پروژه ناتمام دارد. یکی از این پروژه ها، ورژن سیاه داستان «پینوکیو» است. دل تورو طی تابستان 2017 (1396) اعلام کرد برای شروع ساخت این فیلم به بودجه ای 35 میلیون دلاری نیاز دارد، ولی چند هفته پیش از متوقف شدن این پروژه نیوز داد. البته پینوکیو تنها پروژه شکست خورده دل تورو نبود. دو پروژه «Justice League Dark» و «کوهستان جنون» جزء آثار مشهوری بودند که دل تورو نتوانست آن ها را بسازد. اولی گردهمایی ابرقهرمانان دنیای تاریک DC بود؛ دومی هم «در کوهستان جنون» که یکی از مشهورترین آثار «اچ. پی لاوکرفت» بود.

محل مخفی من

میلیون ها مخاطب در سراسر دنیا طرفدار آثار دل تورو هستند، اما کمتر کسی هست که بداند او چرا تا این اندازه تبحر در ساخت دنیای فانتزی و هیولاهای منحصر به فرد دارد. از نکات جالب در مورد دل تورو این است که او دو خانه دارد؛ یکی منزل اصلی اش که به همراه خانواده در آن خانمدگی می کند و دیگری هم خانه ای که در آن از آرشیو کتاب، فیگور، مدل و طرح هایش نگهداری می کند. خودش این خانه را «خانه متروک» صدای می خانمد. خانه ای با دیوارهایی به رنگ قرمز و مدل هیولاهایی از فیلم هایش که او هیچ گاه آن ها را فراموش نمی کند.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

او به عنوان کارگردانی که هیولاها همیشه بخش مهمی از فیلم هایش بوده اند، از فرانکشتاین، بیگانه و گودزیلا به عنوان هیولاهای محبوبش یاد می کند؛ هیولاهایی که در خانه متروک هم رد پای آن هادیده می شود. در این خانه تقریبا مدل تمامی هیولاهای او حضور دارند واصلا بعید نیست در آینده ای نزدیک این خانه به یک موزه تبدیل شود؛ موزه ای که در آن دل تورو می تواند شخصیت واقعی اش را برای مخاطبان آشکار کند.

دل تورو در دنیای سریال و بازی

حمله زامبی ها

دل تورو در کارنامه اش علاوه بر کارگردانی فیلم، نوشتن رمان و ساخت سریال هم به چشم می خورد. در سال 2009 (1388) دل تورو به همراه «چاک هوگان»کتاب «استرین» (The Strain) را منتشر کردند؛ یک کتاب ترسناک خون آشامی که در مجموع سه قسمت داشت. استقبال خوب از این سری کتاب سبب شد تا شبکه FX به دو نویسنده کتاب پیشنهاد ساخت سریال استرین را بدهد؛ سریالی که در تابستان سال 2014 (1393)آغاز شد و همین چند ماه پیش فصل چهارم و پایانی آن به نمایش درآمد. داستان سریال دربارهویروسی است که انسان ها را به خون آشام هایی ترسناک تبدیل می کند.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

سریال استرین

علاوه بر پرده و رمان، بازی های ویدئویی هم جزء علاقه مندی های دل تورو است؛ هر چند او در این حزوه تا به امروز ناموفق بوده است. دل تورو سال هاست قصد ساخت یک بازی جذاب را دارد، اما در این راه تا به امروز نه یک بار، بلکه سه بار شکست خورده است. اولین تجربه او به سال 2006 (1385) باز می گردد، وقتی استودیوی «ترمینال ریالیتی» نیوز از ساخت بازی «Sundown» داد؛ بازی ای آخرالزمانی با حضور زامبی ها و هیولاها که قرار بود دل تورو به عنوان تهیه کننده آن ظاهر شود. این پروژه هم دو سال بعد متوقف شد.

دومین و جدی ترین تلاش دل تورو برای ساخت بازی در اواخر سال 2010 (1389) رقم خورد، وقتی دل تورو به عنوانکارگردان بازی «insane» معرفی شد. این بازی هم متاسفانه به دلیل شرایط بد مالی THQ- که به ورشکستگی منتهی شد- هیچ گاه منتشر نشد. آخرین پروژه هم «تپه های خاموش» بود. این شکست ها باعث شد تا او رسما اعلام کند که دیرگ علاقه ای به ساخت بازی ندارد. او سه سال پیش طی مصاحبه ای گفت: «به THQ پیوستم و آن ها پس از مدتی ورشکست شدند. به کوجیما پیوستم و او در نهایت کونامی را ترک کرد. برای همین تصمیم گرفتم خانمدگی هیچ کس را نابود نکنم و هیچ گاه بازی ای نسازم. در غیر این صورت می ترسم به فرد (بازی ساز) دیگری بپیوندم و خانه او منفجر شود.)

معرفی مشهورترین آثار گیرمو دل تورو

انجمن هیولاها

گیرمو دل تورو جزء معدود کارگردان های فعلی پردهست که تقریبا هیچ کار ضعیفی در کارنامه اش دیده نمی شود؛ البته همه فیلم هایش شاهکار نیستند و کارهای معمولی هم بین آن ها وجود دارد، اما دست کم از منظر منتقدان و طرفداران خودش تا به امروز کار ضعیفنداشته است. دل تورو زیاد پروژه عوض می کند و نمی توان تا قبل از فیلمبرداری از ساخت اثر جدیدش اطمینان حاصل کرد. او تا امروز 10 فیلم بلند ساخته، دو سریال خلق کرده و به عنوان تهیه کننده شش فیلم هم ظاهر شده که در ادامه مهمترین آن ها را معرفی کرده ایم.

بازگشت شکارچی خون آشام

Blade II

سال پخش: 2002
بازیگران: ویسلی اسناپس، ران پرلمن،نورمن ریداس
بودجه: 54 میلیون دلار
فروش: 155 میلیون دلار

«بلید» یکی از اولین فیلم های اقتباسی موفق براساس ابرقهرمانان بود. فیلمی خشن با درجه سنی R که داستان شکارچی خون آشامی به نام «بلید» را تعریف می کرد. نسخه اول این فیلم در سال 1998 (1377) اکران شد تا بلید اولین فیلم ابرقهرمانی ای باشد که شخصیت اول آن یک سیاه پوست است. این فیلم هم فروش خوبی را تجربه کرد و هم از منتقدان نمرات قابل قبولی گرفت، با این حال «استیون نوریگتون»،کارگردان فیلم حضار به ساخت دنباله ای بر آن نشد و مسئولان استودیوی «نیولاین» به سراغ گیرمو دل تورو رفتند.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

«دیوید گویر»، نویسنده فیلم از افرادی بود که دل تورو را تحسین می کرد و به همین خاطر تهیه کنندگان حاضر شدند از دل تورو برای نخستین بار در ساخت یک فیلم اکشن/ ترسناک بهره ببرند. دل تورو هم پس از خواندن فیلمنامه گویر، قبول کرد به عنوان کارگردان ایفای نقش کند. او در همان زمان ساخت اعلام کرد که «بلید 2» مخلوطی از کمیک بوک های آمریکایی و مانگاهای شرقی خواهدبود. بلید2، در گیشه موفق عمل کرد و منتقدان هم با وجود فیلمنامه های ضعیف، به دلیل اکشن، اتمسفر و بازی بازیگران تحسینش کردند.


داستانی خیالی از دوران فرانکو

Pan’s Labyrinth

سال پخش: 2006
بازیگران: ایوانا باکرو، سرخی لوپز، داگ جونز
بودجه: 19 میلیون دلار
فروش: 83.3 میلیون دلار

«هزارتوی پن» را می توان نقطه عطف پرونده فیلمسازی دل تورو دانست؛ یک فانتزی سیاه که مانند ستونف قرات شیطان به عنوان محصول مشترک اسپانیا ومکزیک اکران شد. داستانف یلم در سال 1944 (1323) و چهار سال پس از پایان نبرد داخلی اسپانیا جریان داشت؛ زمانی که ژنرال «فرانکو» کنترل اسپانیا را برعهده گرفته بود. شخصیت اصلی فیلم، دختربه ای به نام «اوفیلیا» است که همراه مادر و ناپدری اش، «کاپیتان ویدال»، بایددر یک قلعه شبه جنگی خانمدگی کند. در همان ابتدا، اوفیلیا وارد هزارتویی اسرارآمیز می شود و با یک «فان» (موجودی خیالی کهبالتنه انسان و پایین تنه بز را دارد) رو به رو می شود. منبع اصلی ساخت این فیلم «دفترچه هایی بودند که دل تورو از آن ها برای نوشتن یا طراحی ایده هایش استفاده می کرد.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

قرار بود در ابتدا داستان درباره خانمی باشد که عاشق یک فان می شود، اما این ایده خیلی زود جایش را با نسخه نهایی عوض کرد. «سرخی لوپز» بازیگر نقش ناپدری در فیلم می گیود او یک سال و نیم پیش از فیلمبرداری، داستان فیلم را در جلسه ای سه ساعته از دل تورو می شوند. لوپز از دل تورو می پرسد آیا فیلمنامه را نوشته است که کارگردان مکزیکی در جواب، پاسخ منفی می دهد. لوپز داستان او را تحسین می کند و او را ترغیب به نوشتن می کند و در نهایت دل تورو، یک سال پس از این جلسه فیلمنامه نهایی را برای لوپز می فرستد. هزارتوی پن، نمرات بسیار عالی ای دریافت کرد و جوایز پرشماری از جمله اسکار بهترین طراحی صحنه را دریافت کرد.


قهرمان محبوب دل تورو

Hellboy

سال پخش: 2004
بازیگران: ران پرلمن، جفری تابمر، جان هرت
بودجه: 66 میلیون دلار
فروش: 99. میلیون دلار

با موفقیت «بلید 2» هم اعتماد به نفس دل تورو افزایش پیدا کرد و همتهیه کنندگان هالیوودی بیشتر به او اعتمادکردند. دل تورو که از علاقه مندان به کتاب های مصور با حضور هیولاهای عجیب و غریب بود به سراغ کمیک «پسر جهنمی» رفت. کاراکتری که در داستان قرار بود به سلاحی برای ارتش هیتلر تبدیل شود، اما به وسیله گروهی از متفقین نجات داده می شد و به ضلع اصلی تشکیلات زیرزمینی «دیوان تحقیق و مقابله با موجودات ماوراالطبیعه ایالات متحده» تبدیل شد.برخلاف دیگر فیلم های ابرقهرمانی، «پسر جهنمی» اثری اکشن/ فانتزی بود که هیولاهای مورد علاقه دل تورو از در و دیوار آن بالا می رفتند.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

دل تورو حتی برای تزریق کردن حس فانتزی قید جلوه های ویزه را زد تا «ران پرلمن» بازیگر نقش پسر جهنمی مجبور شود هر روز زیر یک گریم چندساعته سنگین معطل بماند. داستان فیلم براساس کمیک «Seed of Destruction» شکل گرفته بود هر چند دل تورو به عنوان نویسنده و فیملنامه نویس تغییرات زیادی در آن به وجود آورد. با اینکه «پسر جهنمی» کمیک خشنی بود، اما «سونی» زیر بار نمایش یک فیلم با درجه سنی R نرفت تا دل تورو مجبور شود کمی از خشونت فیلم را تعدیل کند.


شکل اسکار

The Shae of Water

سال پخش: 2017
بازیگران: سالی هاوکنیز، مایکل شنون، داگ جونز
بودجه: 19.5 میلیون دلار
فروش: 74.7 میلیون دلار

«شکل آب» آخرین فیلم دل تورو یکی از متفاوت ترین ساخته های اوست. فیلمی که نه تنها تم درام قوی ای دارد، بلکه می توان آن را کم و بیش نسخه سیاه داستان دیو و دلبر دانست. شخصیت اصلی فیلم، خانم جوانی به نام «الیسا» است که به دلیل خادثه ای که در دوران کودکی تجربه کرده، توانایی تکلم ندارد. او که در یک آزمایشگاه فوق سری دولتی کار می کند، متوجه حضور هیولایی دوزیست با شمایلی اسنان مانند می شود. در ادامه این دو با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و الیسا می کوشد تا هیولا را فراری دهد.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

دل تورو برای ساخت این فیلم به شدت از «موجودی از باتلاق سیاه» Creature from the Black Lagoon)) الهام گرفت و به همین خاطر شباهت های زیادی بین هیولاهای دو فیلم دیده می شود. البته ایده اولیه این فیلم کمی خشن تر از نسخه فعلی بود و قرار بود ماجراهای فیلم از دید هیولا روایت شود اما این ایده به وسیله تهیه کنندگان رد شد. شکل آب، تا همین امروز پرافتخارترین ساخته دل تورو است که جوایز فراوانی به دست آورده و با نامزدی در 13 رشته مختلف اسکار در بین تمامی فیلم های سال 2017 پیشتاز است.


ربات علیه کایجو

Pacific Rim

سال پخش: 2013
بازیگران: آدریس البا، چارلی هونام، ران پرلمن
بودجه: 190 میلیون دلار
فروش: 411.5 میلیون دلار

تنها چند روز پس از توقف پروژه «درکوهستان جنون»، دل تورو برای مبارزه با ضربه روحی ای که بابت متوقف شدن یکی از محبوب ترین پروزه هایش به او وارد شده بود، با استودیوی «Legendary» برای ساخت فیلم «Pacific Rim» قرارداد امضا کرد. در آن هنگام هنوز فیلمنامه این اثر به صورت کامل نوشته نشده بود. «تراویس بکام» (Travis Beacham) و دل تورو به مدت یک سال مشغول نوشتن فیلمنامه شدند. دل تورو که خود از عشقانه ژانر «کایجو» و فیلم هایی مانند«گودزیلا» بود، سعی کرد یک پرهزینه جذبابه سبک فیلم های هیولایی ژاپنی بسازد. به طور مثال او برای ادای دین به ژانر کایجو، اسم هیولاهای فیلمش را کایجو گذاشت.

ملاقات دوباره با استاد «فانتزی سیاه»

داستان فیلم از جایی شروع می شد که این کایجوها به وسیله یک پورتال (درگاه) از کف اقیانوس آرام بیرون می آیند و شروع به نابود کردن انسان ها می کنند. با این که «حاشیه اقیانوس آرام»، یک فیلم هیولایی و بلاک باستری پرهزینه بود، اما دل تورو هیچ علاقه ای به ساخت یک فیلم سه بعدی نداشت. برای همین فیلم را با دوربین های سه بعدی فیلمبرداری نکرد. با این حال استودیو او را مجبور کرد که فیلم به سه بعدی تبدیل شود. جالب این که فیلم نزدیک به سه ساعت بود؛ اما دل تورو برای جذب مخاطبان می خواست فیلم نزدیک به دو ساعت زمان داشته باشد. در این جا اتفاق جالبی افتاد و «آلفونسو کوران» و «الخاندرو اینارتو» در تدوین فیلم به او کمک کردند.